دوشنبه ، 8 فروردين 1390 ، 00:06

علی بن عباس اهوازي

نوشته شده بوسیله محمد حمزه
به این مطلب رای دهید
(0 رای)

نظامي عروضي سمرقندي در كتاب چهار مقاله در مقالت چهارم حكايتي از درمان حکیم اهوازي ذكر مي‎كند:

صاحب كامل الصناعه طبيب عضدالدوله بود به پارس به شهر شيراز. و در آن شهر حمالي بود كه چهارصد من و پانصد من بار بر پشت گرفتي. و هر پنج- شش ماه آن حمال را درد سر گرفتي و بي‎قرار شدي و ده- پانزده شبانه‎روز همچنان بماندي. يك بار، او را آن درد سر گرفته بود و هفت- هشت روز برآمده و چند بار نيت كرده بود كه خويشتن را بكشد.

آخر، اتفاق چنان افتاد كه آن طبيب بزرگ روزي به در خانه آن حمال بگذشت. برادران حمّال پيش او دويدند و خدمت كردند[1] و او را به خداي عزّوجل سوگند دادند و احوال برادر و درد سر را به طبيب گفتند. طبيب گفت: او را به من نماييد!

پس، آن حمال را پيش او بردند. چون بديدش مردي شگرف[2] و قوي هيكل، و جفتي كفش در پاي كرده كه هر پاي مني و نيم بود به سنگ. پس نبض او بديد و تفسره[3] بخواست. گفت: او را با من به صحرا آريد!

چنان كردند. چون به صحرا شدند، طبيب غلام را گفت: دستار حمال از سرش فروگير و در گردن او كن، و بسيار بتاب! پس غلام ديگر را گفت: كفش او از پاي بيرون كن و پايي[4] بيست بر سرش زن! غلام چنان كرد.

فرزندان او به فرياد آمدند، اما طبيب محتشم و محترم بود، هيچ نمي‎توانستند كرد. پس غلام را گفت كه آن دستار كه در گردن او تافته‎اي بگير و بر اسب من نشين و او را با خودكشان همي دوان. غلام همچنان كرد و او را در آن صحرا بسيار بدوانيد، چنانكه خون از بيني او بگشاد و بگفت: اكنون رها كن! بگذاشت، و آن خون همي رفت گنديده‎تر از مردار.

آن مرد در ميان همين رعاف در خواب شد و درم سنگي سيصد خون از بيني او برفت و بازايستاد. پس، او را برگرفتند و به خانه آوردند. از خواب درنيامد و شبانه‎روز خفته بماند. و آن درد سر او برفت و به معالجه محتاج نيفتاد و معاودت نكرد.

عضدالدوله او را از كيفيت آن معالجت پرسيد؟ گفت: اي پادشاه، آن خون نه مادتي بود در دماغ كه به ياری فيقرا[5] فرود آمدي. وجه معالجتش جز اين نبود كه كردم.[6]

پندنامه اهوازي

اهوازي در باب دوم مقالة نخست از كتاب اول كامل الصناعة الطبية الملكي اندرزها و وصايايي را از گفته‌های بقراط[7] و اطبّاي ديگر و علماي قديم براي پزشکان ذكر كرده است كه ترجمه مفاد بعض آنها را در اینجا مي‎آوریم:

  • هر كه بخواهد پزشك دانشمندي گردد، بايد از پندهاي بقراط حكيم - كه در زمان خود براي پزشكان گفته- پيروي كند. نخستين موعظه آن است كه ستايش پروردگار و فرمانبرداري خداوند، عزّوجل، را به جاي آريد و پس از آن استادان خود را بزرگ داريد و در خدمت و سپاسگزاري و گرامي داشتن آنان همت گماريد. همچنان‎كه در حق پدر و مادر خود احترام و نيكي مي‎كنيد و آنان را در دارايي خود شريك مي‎دانيد، بايد در حق استادان نيز چنین كنيد. فرزندان استادان را نیز نسبت به خود برادر بدانيد.
  • هر كه را بخواهد طب بياموزد و سزاوار آن باشد بدون اجر و مزد و شرط یا اميد تلافي ياد دهيد و از مردمان پست و سفله مانع شويد كه اين علم شريف را فرا گيرند. و شاگردان را به منزله فرزندان خود و معلِّّمينتان بشماريد.
  • پزشك بايد در حسن تدبير و معالجه بيماران و درمان آنان چه با غذا و چه با دارو بكوشد و منظورش از درمان استفاده و پول‌‌پرستي نباشد و بيشتر اجر و ثواب را مدّ نظر خویش دارد. هيچ گاه، داروي خطرناك به بيمار ندهد و وصف آن به بيمار نكند و مريض را به چنين داروها نه دلالت كند و نه از آن سخن راند. از تجويز داروهاي سقط كنندة جنين پرهيز کرده آنها را به احدي معرفي نكند.
  • پزشك بايد پاك و با كيش و خداپرست و خوش‌زبان و نيكوروش باشد و از هر ناپاكي و پليدي و گناه دوري جويد. نسبت به زنان - چه بانو و چه كنيز- نبايد با نظر بد نگاه كند و به منزل آنان جز براي درمان و معالجه وارد نشود.
  • طبيب بايد راز بيماران را محفوظ دارد و از افشاي سرّ آنها به خودي و بيگانه و نزديكان و دوران دوري جويد. چرا كه بسياري از بيماران بيماري خود را از پدر و مادر و كسان خود مستور و مكتوم مي‎دارند، ولي آن را به طبيب مي‎گويند (مانند دردهاي رحمي و بواسير و امثال آنها). پس، طبيب بايد از خود بيمار در كتمان بيماري بيشتر دقت كند.
  • بر پزشك است كه در جميع احوال طبق آنچه كه بقراط حكيم فرموده رفتار كند و رحيم و پاك‌‌چشم و مهربان و خيررسان و خوش‌‌زبان باشد و در درمان بيماران - بخصوص مسكينان و فقرا- به جد بكوشد. در فكر سود و اجر از اين دسته نبوده، بلكه اگر ممكن شود دارو را از كيسه خود بدانها بدهد و اگر اين كار ممكن نگردد، به درمان آنها پرداخته شب و روز به بالينشان حاضر گردد، مخصوصاً اگر بيماري آنها حاد و تند باشد؛ چرا كه بيماریهاي حاد زود تغيير و دگرگوني پيدا می‌كنند.
  • براي پزشك شايسته نيست به خوشگذراني و تنعّم و لهو و لعب مشغول گردد. بايد از نوشيدن شراب بپرهيزد، چرا كه به دماغ[8] ضرر رساند و ذهن را فاسد كند. بايد پيوسته به مطالعه كتب طبي و خواندن آنها مشغول باشد و ملول نگردد، بلكه خود را مجبور كند كه هر چه مي‎خواند ياد گيرد؛ حتي مطالب را در آمد و رفت متذكر شود و آنچه را كه به آن احتیاج است - چه از جهت علمی و چه از جهت عملی- در ذهن خود فراگيرد تا هميشه به مراجعه كتاب محتاج نباشد. بدین سبب که گاه اتفاق افتد که كتابها را آفت رسد. در اين صورت، به آنچه در حفظ دارد رجوع كند. نیز، بايد مطالب را در جواني بیاموزد، به دليل آنكه نگاهداري و حفظ آنها در موقع پيري، كه مادر فراموشي است، آسان‎تر مي‎باشد.
  • طالبِ علمِ طب بايد پيوسته در بيمارستانها در خدمت استادان دانشمند و پزشكان حاذق به كارهاي بيماران و احوال آنان پردازد تا از آنچه خوانده و ياد گرفته (از عوارض و احوال بيماران و نيكي و بدي فرجام بيماري‎ها) در مصاحبت و خدمت اين استادان و پزشكان آگاه شود که اگر چنين كند، در اين صناعت به مقامي بلند ‎رسد.

بنابراين، اگر كسي بخواهد طبيبي حاذق و فاضل باشد، بايد بدين دستورها رفتار كند و اين پندها را در گوش دارد و به صفات و اخلاقي كه ذكر شد خوي گيرد و در عمل كردن به آنها سستي نورزد و آنها را كوچك نشمارد. اگر بدين رويه رفتار كرد، درمانش در بيماران مؤثر خواهد گشت و مردم به او اعتماد كرده بدو خواهند گرويد و او نيز به دوستي و ذكر خير آنان نائل شده از قِبَل مردم منتفع خواهد گشت. و خداوند متعال از همه داناتر است.[9]²

 

 

 


[1]. تعظيم كردند، كرنش كردند.

[2]. محتشم، بزرگ، قوي، صاحب شكوه و حشمت.

[3]. ادراري است كه اطبّاي پيشين با نگاه در آن و ملاحظه رنگ به بيماري شخص پي مي‎بردند.

[4]. پايي بيست بر گردن او زد = پايي به پشت گردن او زد. حواشي چهار مقاله به همت مرحوم دكتر محمد معين.

.[5] فیقرا: منظور ایارج فیقرا است. و آن داروی ترکیبی مسهل است که مواد زائد و عفونی را از سر به طریق اسهال دفع می‌کند.

[6]. تاريخ طب در ايران از ظهور اسلام تا حمله مغول، ص 453 - 455.

[7]. بقراط: بزرگترین پزشک جهان باستان (حدود 460 ق‌م- حدود 375 ق‌م). طریقه او مبتنی بر فساد امزجه است. شهرت وی جهانگیر بودتا آنجا كه اردشیر هخامنشی او را برای معالجه به دربار خود دعوت کرد، ولی او نپذیرفت.

.[8] دماغ: مغز، قوای عقلانی.

[9]. تاريخ طب در ايران از ظهور اسلام تا حمله مغول، ص 456 - 458.

محمد حمزه

محمد حمزه

E-mail: آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید
مطالب بیشتری که در این بخش خواهید یافت: « ابن ابي‌صادق نيشابوری
Login to post comments

دکتر محسن ناصری

دکتر محسن ناصری
پزشک و متخصص فارماکولوژی

استاد طب سنتی ایران

عضو هیئت علمی دانشگاه

تلفن مطب:  22865212

روزهای یکشنبه و چهارشنبه از ساعت 16 تا 20

خ شریعتی- بالاتر از حسینیه ارشاد- خ قبا

تلفن پیک دارو بعد از ویزیت:   09109104047