دوشنبه ، 8 فروردين 1390 ، 00:17

مقدمه

نوشته شده بوسیله محمد حمزه
به این مطلب رای دهید
(0 رای)

امان از عطاران بي‎وقوف[1] كه هنوز نوره از بوره[2] فرق نكرده و شيح[3] را از شيخ، در هر رهگذر دكان باز نموده‎اند و طبيبهاي بي‎سواد از روي كتابهاي غلط نسخه مي‎نويسند و عطّاران هم برای جلب منفعت، به عوض ترياق، ترياك به مريض و به اولياي آن مي‎فروشند و بدين وسيله جمعي از نفوس خلايق برطرف مي‎شوند[4].

اگر شرايط دوا و طبيب و مريض و معالجه را بخواهم عرض كنم، معلوم خواهد شد كه معني طبيب چيست و طبيب كيست. اين‎قدر فهميده‎ام كه علاج و معالجه در فرنگیان غالباً منحصر در انتیمون[5] و کَلَمِلِ نمک و گنه‌گنه و مسهل جلب[6] و طِرطير[7] است. هرگاه موارد استعمال آنها را بدانند، باز مي‎توان گفت كه ادويه مشترك‎النفع است و در برخی از بیماریها مي‎توان تجویز كرد، ولی بیشتر اطبّا مورد استعمال آن را نمي‎دانند - چنانچه همين اوقات كه دوازدهم شهر ربيع الثاني سنه 1276 هجري است، در خدمت عظمت‌مدار مجدالدوله به سر حدّ انزلي رفته، چند نفر از توپچيان معلَّم و آموخته- كه سالها در مراتب علم نظام به خدمتگزاري و جان‌نثاري تربيت يافته بودند و جنگها ديده‌اند- مبتلا به مرض ذاتُ‎الجنب شدند. طبيب فرنگي به آنها جوهر انتيمون داده، به سبب قي عنيف[8] جان به جهان آفرين سپردند. با اينكه هرگاه طبيب فرنگي فهميده باشد و مترجم درست هم حاضر باشد، در كتب آنها مشخص مي‎كنم كه در اين مرض مقيء[9] و قي جايز نيست- و در درمان ايراني، دارو را منحصر به تاجريزي و بنفشه و عناب و سپستان، و از مسهل به سنا و فلوس مي‎دانند. اين است كه اکثر طباع[10] از علاج ايراني متنفّر و بيزار شده‎اند و چنان فهميده‎اند كه علاج و دواي ايراني منحصر به اين چهار- پنج دواست و آن هم آن‎قدر بجوشانند كه به قدر يك كاسه شود.

اُشهِد بالله! كه در كتب طب و علم علاج از براي ملوك و مفلوك هر يك از دواها و مسهل‎ها و قرص‎ها و حب‎ها و سفوف و معاجين كه در مقدار خوراك بسيار اندك و كم و خوش‌طعم و لذيذ باشد ترتيب داده‎اند و انواع و اقسام معالجات و تصرفات نموده‎اند كه تفصيل ذكر آن در اين مختصر نمي‎گنجد که از حوصلۀ مقال بیرون است.[11]²

 


.[1] بي‎وقوف: ناآگاه، بی‌اطلاع.

[2]. بوره: ملحي است كه از آب بعضي درياچه‌هاي آسيا و چين و تبت و هندوستان اخذ مي‌كنند و تنگار و ملح ايراني نيز ناميده مي‌شود (ناظم الاطبّاء). بوره، بورق: تركيب‌هاي مختلفي است كه گاهي كربنات و گاهي برات است. از ترجمه سرالاسرار رازي. دهخدا.

[3]. شيح: درمنه.

[4]. بدین وسيله جمعي از نفوس خلايق برطرف مي‎شوند: مردم با این طرز درمان جان خویش از دست می‌دهند.

[5]. انتیمون: ترکیبات سرب.

[6]. مسهل جلب: داروی گیاهی که معده و روده را شستشو دهد.

[7]. طرطير: (عربی). دُرد  (رسوب) خمر را گویند. مخزن الادویه. تركيبات طرطرات.

[8]. عنیف: سخت، شدید.

.[9] مقيء: قی‌آور.

[10]. طباع: جمع طبع. مجازاً به معنای افراد و اشخاص دلالت دارد.

[11]. حفظ الصحه ناصری، چاپ سنگي، تهران، ص 19-20.

محمد حمزه

محمد حمزه

E-mail: آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید
مطالب بیشتری که در این بخش خواهید یافت: « ابن‌سينا ابن ابي‌صادق نيشابوری »
Login to post comments

دکتر محسن ناصری

دکتر محسن ناصری
پزشک و متخصص فارماکولوژی

استاد طب سنتی ایران

عضو هیئت علمی دانشگاه

تلفن مطب:  22865212

روزهای یکشنبه و چهارشنبه از ساعت 16 تا 20

خ شریعتی- بالاتر از حسینیه ارشاد- خ قبا

تلفن پیک دارو بعد از ویزیت:   09109104047