جمعه ، 20 اسفند 1389 ، 06:20

سموم و گزش‌ها

نوشته شده بوسیله محمد حمزه
به این مطلب رای دهید
(0 رای)

 

 

[سموم و گزش‌ها]

[گزیدن عقرب]

در معالجه سموم، نافع است از گزیدن عقرب: گاورس و نمك را گرم كرده، [یا پارچه‌ای كه آن را نزدیك آتش می‌برند تا گرم شود] بر موضع بگذارند و خوردن پیاز و حلتیت و بندق [و سیر] و آشامیدن شراب صرف قوی نافع است.

صفت تریاقی كه نافع است: زراوند طویل و جنطیانا و حبّ‌الغار و مر و بیخ حنظل و بیخ افسنتین [نبطی] اجزاء برابر، با عسل سرشته، به قدر جوز بنوشند.

صفت دوایی دیگر كه مفید است: برگ سداب خشك و حلتیت و مر و زراوند طویل اجزاء برابر، به عسل سرشته [ميل نمايند].

[محل نيش را] با جندبیدستر و نفط سفید بر موضع بمالند یا با زیتی كه در آن سیر جوشانیده باشند بمالند [و اگر سیر بیابانی بود قوی‌تر خواهد بود].

و نفع [می‌كند] بالخاصیه: گذاشتن نقره بر موضع و طلا كردن كبریت، و [يا] ضماد نمودن به خردل كوفته، و [يا] طلا كردن به فرفیون و زیت، و [يا] به فلفل و زیت، و [يا مصرف يك درهم] بندق هندی [كه معروف به رته مي‌باشد] و میعه سائله به آب سرد و [يا كفلمه كردن مقداری] نمك ساییده و [یك درهم[1]] شب.

[گزیدن رتیلا]

نفع می‌كند گزیدن رتیلا را آنچه نفع می‌كند گزیدن عقرب را، و نفع می‌كند گزیدن رتیلا را عرق در حمّام و در آب بسیار [گرم] داخل شدن و آشامیدن نبیذ حارّ.

[گزیدن مار]

و نفع می‌كند گزندگی[2] مار را اینكه اوّلاً ببندند [بالای آن] موضع را، یا قطع كنند موضع را اگر گزندگی افعی بسیار بد، و در انگشتان و امثال آن باشد، بعد از خوردن شیر[3] و شراب صرف، و [همچنين] خوردن روغن گاو و عسل كه با هم خوب گرم كرده باشند، چند مرتبه [مفيد است].

و گذاشتن محجمه بر موضع گزیده شده، و ضماد نمایند بعد از آن، پیاز [كوبيده].

صفت دواء [ملايم] مجرب: جندبیدستر، [مر]، فلفل، زرنیخ سرخ از هر یك نیم درم[4]، تخم شبت ده درم با میفختج[5] معجون ساخته، مثل جوز و كمتر و بیشتر به قدر احتیاج و مناسب سن بنوشند.

صفت تریاقی كه مجرب است:[6] فلفل سفید و وقورقاشرا[7] و فرنجمشك و بذرالبنج از هر كدام پنج درم، زراوند طویل و جنطیانا[8] و پیاز عنصل و جدوار و زعفران از هر كدام چهار درم، حبّ‌الغار[9]، افیون، مر صاف از هر یك هفت درم، سنبل عاقرقر[10]، جندبیدستر از هر یك درمی، با عسل سرشته، سه مثل ادویه معجون سازند.

صفت تریاق دیگر قوی [برای افعی گزيدگی]: [شونیز یك جزء،] فلفل یك جزء[11]، زراوند [مدحرج و] جندبیدستر از [هر] یك ربع جزء، به عسل معجون سازند و قدر جوز طلا [نمایند].

و نفع می‌كند: آشامیدن یك رطل از شیره كرنب با دو رطل نبیذ، و [يا] خوردن [3 درهم] سلیخه با ماءالعسل.

و خوردن عدس[12] نفع بسیار می‌كند، بعد از آنكه موضع را به قطران مالیده باشند.

و آشامیدن چهار وقیه[13] سركه جوشانیده، و آشامیدن آب برگ شفتالو[14] و آب مرزنجوش و فلفل و سداب و حلتیت[15] با شراب.

[و آشامیدن پوست زراوند مدحرج 3 درهم و با 4 اوقیه سركه گرم كرده، و همچنین خوردن تخم یونجه به اندازه 3 كفلمه كه روی آن سركه نوشیده شود].

و خوردن بیست درم آرد كرسنه[16] و از عقب [آن] نبیذ [خالص] آشامیدن، و خوردن مغز حبّ طربخ[17] [مفيد است].

[و هیچ چیز نافع‌تر از تریاق‌الافاعی- اگر در دسترس باشد- نیست].

[گزیدن سگ و گرگ]

نفع می‌كند گزیدن سگ دیوان و گرگ دیوان را: ضماد كردن موضع به پیاز و سیر و خردل و محجمه بر موضع گذاشتن، و اسهال نمودن به طبیخ افتیمون چندین مرتبه تا تنقیه كامل بشود. [و آشامیدن آب پنیر و اندكی شراب كهنه مفید است] و تدابیر اصحاب مالیخولیا در اوّل مرتبه كردن.

و نمی‌گذارند به [آن] مرتبه رسد كه از آب واهمه نماید و گفته شده است كه آشامیدن حضض هندی چهل روز، هر روز یك درم به ناشتا، مانع رسیدن به مرتبه مذكور می‌شود.

اما جالینوس بسیار تجربه كرده و نیافته است كسی را كه این دوا را خورده باشد [و] از آب واهمه نماید، صفت آن: خرچنگ نهری را در شدّت گرمای تابستان بگیرند و در دیگ مس كرده، در تنور گذارند قدری كه خشك شود و نسوزد، [و سپس از خاكستر مزبور به اندازه 10 جزء و از كندر 2 جزء و از جنطیانا 5 جزء گرفته] هر روز دو درم را بر آب پاشیده بیاشامند و اگر چند روز گذشته باشد بیاشامند سه درم [زيرا با اين كار از ترس از آب جلوگيری مي‌شود].

و نفع می‌كند در ایّام اوّل: اینكه نان [خشكه][18] را در آب بسیار خیسانیده، بنوشند كه ترطیب بدن می‌نماید و نرم می‌كند طبیعت را.


[گزیدن زنبور]

و نفع می‌كند گزیدن زنبور را: با سركه و خاك مالیدن و به بادروج مالیدن، و به مرهم سفیداب با مثل آن كافور طلا كردن، و بر بالای آن پارچه سرد كرده با یخ و برف انداختن، [و یا اینكه برگ ینبوت تازه بگذارند][19].

و برداشتن شیاف از یخ مفید است، تسكین درد و اطفاء حرارت می‌نماید.

و مالیدن سرگین گاو با سركه، و ضماد كردن به نمك و سكنجبین، و یا گل خطمی و سركه.

در آب گرم گذاشتن موضع و بعد از ساعتی بیرون [آوردن] و [سپس] در آب سرد گذاشتن، بسیار زود درد را ساكن می‌گرداند.

و آشامیدن آرد [قاووت و] شكر با آب برف نفع می‌كند.


 

 

 

[مسموميت‌ها][20]

 

كسی را كه ذراریح خورده، آشامیدن شیر و روغن بادام تلخ و اشكن‌های بسیار چرب خوردن و استعمال جمیع ادویه كه در باب حرقةالبول ذكر شد نمودن، نافع است.

نفع می‌كند كسی را كه مرداسنگ خورده باشد: خوردن مر مكی یك درم، فلفل نیم درم با شراب قوی و عرق كردن.

و نفع می‌كند كسی را دواءالفار[21] خورده باشد: آشامیدن مكرّر و بسیار [شیر] و حسایی از زرده تخم‌مرغ و پالوده دقیق[22] و كره و پیه گرده خصوصاً.

[و مسمومیت با زرنیخ و واجبی و زنگار و نظایر آن نیز به طریق فوق درمان می‌شود].

و مفید است كسی را كه لفاح[23] خورده باشد: ریختن آب سرد بر سر، آنقدر كه صبر تواند كرد و تجرع نمودن روغن شیره.[24]

و فایده می‌كند كسی را كه بذرالبنج خورده باشد: آشامیدن شیر گاو آنقدر كه به هوش آید و جوشانیده انجیر آشامیدن [و غذاهایی كه با شیر و شكر درست می‌كنند،] نافع است.

و مفید است كسی را كه دفلی خورده باشد: [خوردن] جوشانیده تمر و انجیر و دو درم تخم پنج ‌انگشت سفوف نمودن.

نافع است كسی را كه فطر و كماة بد[25] را خورده باشد: هر گاه حناق كرده باشد، قی كردن با سكنجبین و [آب] ترب و بوره، و آشامیدن آب‌كامه [و] بعد از [آن] خوردن خردل و آب نخود و قلیها و مطنجنات، و شراب كهنه صرف، قدر كمی آشامیدن.

 


[1]. ن: در بعضی نسخ دو درهم

[2]. در تحفه به همین شکل کتابت شده است: مصححان.

[3]. خ و چ و ن: سیر

[4]. چ و ن: یك درهم

[5]. در نسخه اصلی «محح» کتابت شده که با توجه به سایر نسخ تصحیح شد: مصححان.

[6]. این پاراگراف در نسخ  خ و چ و ن ذكر نشده است: مصححان.

[7]. فقط در تحفه و با خط خوش این واژه آمده است و معنی آن یافت نشد: مصححان.

[8]. در تحفه حنطیانا کتابت شده که تصحیح شد: مصححان.

[9] . در متن کتاب «حبّ‌الفار» نوشته شده است: مصححان.

[10]. املای درست این واژه «عاقرقرحا» می‌باشد: مصحّحان

[11]. چ و ن: ربع جزء

[12]. خ: الغبیری؛ چ و ن: قنابری

[13]. چ: اربع اواق الی خمسة

[14]. خ: ماء الورق التفاح

[15]. خ: ...و الثوم

[16]. خ و چ: دقيق‌الكرسنه؛ ن: گاودانه سنگكی (خلر)

[17]. خ: لب حبّ الاترج؛ چ: بزر الاترج؛ ن: و اگر 3 درهم از تخم اترج مصرف شود نيز مفيد است.

[18]. خ: خبز الحواری

[19]. خ: او یدلك بورق الینبوت الرطب. در حاشیه نسخه خ به خط کاتب، «التوث» نیز ذکر شده است: مصححان.

[20]. این مبحث در نسخه چ ذکر نشده است: مصححان.

[21]. ن: مرگ موش

[22]. خ: فالودج الرقیق؛ ن: پالوده‌های رقیق‌كننده

[23]. ن: اقونیطون

[24]. خ و ن: سركه

[25]. ن: قارچ سمی

محمد حمزه

محمد حمزه

E-mail: آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید
مطالب بیشتری که در این بخش خواهید یافت: « دیباچة استاد
Login to post comments

دکتر محسن ناصری

دکتر محسن ناصری
پزشک و متخصص فارماکولوژی

استاد طب سنتی ایران

عضو هیئت علمی دانشگاه

تلفن مطب:  22865212

روزهای یکشنبه و چهارشنبه از ساعت 16 تا 20

خ شریعتی- بالاتر از حسینیه ارشاد- خ قبا

تلفن پیک دارو بعد از ویزیت:   09109104047