جمعه ، 20 اسفند 1389 ، 15:39

بیماری‌های كليه و مثانه

نوشته شده بوسیله محمد حمزه
به این مطلب رای دهید
(1 vote)

[سنگ‌های كليه و مثانه]

صفت دوایی كه سنگ گرده و مثانه را نافع است: پوست بیخ كبر و پوست بیخ خیار چنبر و جاوشیر و سلیخه و تخم اسفند و زراوند مدحرج و اكیرتركی [و رازیانه و بادام تلخ] از هر كدام یك جزء، مر مكی نیم جزء، مقل یك جزء و نیم؛ مقل و مر را در شیره ترب حل كرده و باقی ادویه را به آن ضم كرده، بنوشند [و میزان خوراك آن هر روز یك تا دو مثقال با آب برگ ترب است] و اقوی از دوای مذكوره شیره راسف[1] تازه است و [يا] آب زیتون خام.

[اگر این دارو را بخواهند برای سنگ مثانه مصرف كنند: باید به هر خوراك آن] یك دانگ عقارب سوخته [همراه كرد و مصرف نمود كه فایده بسیار خواهد داشت].

و سنگ مثانه را نافع است، زجاج سوخته و صفت آن: زجاج را گرم كرده، در آبی اندازند كه قدر ربع آب، قلی اشنان خیسانیده باشند، نیكو صلایه نمایند و از دو دانگ تا چهار دانگ با دواها كه مذكور شد بیاشامند.

صفت دوایی كه سنگ گرده را نافع است و از استعمال ادویه مذكوره مستغنی می‌سازد: تخم خربزه مقشر ده درم، تخم نانخواه و زیره كرمانی، تخم كرفس، تخم ترب، سعد، بادام تلخ، از هر یك سه درم، و مقدار سه درم بنوشند چند روز به آبی كه در آن پرسیاوشان جوشانیده باشند، و غذا در این ایّام، طبخ عدس سیاه[2] با زیت [كه تلخی آن كمتر از زیتون آبی است، و راسن و كامخ و كبر و سحز باشد] و جمیع چیزها كه در آن تلخی یا قبض باشد بنوشند، [زیرا كه این مواد باعث خرد شدن سنگ در كلیه و مثانه می‌شود].

و نفع می‌كند سنگ گرده و مثانه را: آبزن، و ریختن آبهای محلل گرم بر موضع گرده و مثانه و سوار شدن بر چهار پای لنگ.[3]

و اگر سنگ مثانه مانع آمدن بول گردیده باشد: علاج آن است كه مریض را بر پشت بخوابانند و پاهای او را بلند كنند و بر راست و چپ به جانب بالا حركت دهند، كه سنگ او از گردن[4] مثانه به یك طرف می‌برد.

[اگر سنگ در مثانه بود: علامت آن ادرار باریك می‌باشد و مقعد نیز در هنگام ادرار كردن به بیرون زده می‌شود. در این صورت ماساژ دادن آلت تناسلی و سفت كردن آن مؤثر است].

[اگر سنگ در كلیه بود: همراه آن درد در پشت[5] و خاصره‌ها و در دو حالب و غش كردن[6] (یا استفراغ) و یبوست و عوارض شبیه قولنج پیدا می‌شود].

و باید دانست كه سنگ به هم رسد از: شیر و نان خوردن[7] و پاچه و پوست طیور و هرایس و چنگال و آشامیدن آبهای كدر و [و شراب غلیظ و خوردن گل و چیزهایی غلیظ].

و نفع می كند [برای پیشگیری از تشكیل سنگ]: استعمال تخم خربزه و شكر و خوردن خربزه [در فصل آن] و جمیع آنچه ادرار بول كند.


[حرقة‌البول]

صفت دوایی كه حرقة‌البول را نافع است: تخم خربزه مقشر پنجاه درم، [تخمه] كدوی شیرین، كتیرا، نشاسته، رب‌السوس، بادام مقشر، تخم خشخاش از هر یك ده درم، تخم كرفس پنج درم، سفوف ساخته، صباح و شام هر مرتبه سه درم بنوشند، و بیاشامند شربت بنفشه با جُلاّب.

و بنوشند غذا: اشكنه مرغ فربه چاق [و شورباهای ساده] و شیره جو.

و پرهیز كنند از: چیزهای شور و ترش و حارّ مثل سیر و فلفل.

و نافع است: اسفناج و خبازی و خرفه و [حلوای رقيق با] شكر و روغن بادام خوردن.

و اگر درد شدید باشد: پوست خشخاش صلایه كرده، با دوای مذكور بنوشند.

و اگر بسیار شدید شود: بیاشامند هر روز یك مرتبه وزن یك دانگ از بذرالبنج.


[بول‌الدم]

صفت دوایی كه بول‌الدم و حرقة آن را نافع است: گل ارمنی، خون سیاوشان، كندر اجزاء برابر، تخم خیار، تخم كرفس، تخم خربزه از هر یك نیم جزء، [به] وزن یك درم[8] با ماءالعسل یا ماءالشكر بیاشامند.

و در احلیل، به آلتی كه جهت این كار ساخته می‌شود، بریزند شیاف ابیضی كه در آن داخل كرده باشد افیون كه در شیر دختران حلّ نموده باشند.

[برای هماتوری (ادرار خونی):[9] فصد باسلیق و بعد از آن این دارو مفید است: كتیرا و نشاسته و تخم خیار و گل ارمنی، از هر كدام یك جزء و از گلنار و كندر و مازوی شكافته شده و خون سیاوشان و تخم كرفس از هر كدام نصف جزء، آن را با آب سرد مصرف می‌كنند و نباید شراب مصرف كرد].


[بسياری بول]

صفت دوایی كه نافع است بسیاری بول را كه تشنگی با او نباشد: كندر ده درم، مغز بلوط بیست درم، مر مكی دو درم[10]، حبّ‌المحلب پنج درم، سفوف ساخته [به اندازه 3 درهم] با منحتح[11] بنوشند صباح و شام.

و اگر اندك حرارتی با آن باشد: از گشنیز [كه] در سركه [شراب به مدت يك شب و يك روز] خیسانیده، [سپس مقدار كمی جوشانده] یك جزء، هلیله سیاه و گل ارمنی، مغز بلوط، كهربا، عدس مقشر از هر كدام یك جزء، سفوف ساخته [صبح و شب به اندازه 3 درهم] بنوشند به آب گرم.[12]

و اگر با آن برودت باشد: با دوای اوّل، راسن خشك و اكیرتركی و سعد ضم كرده، با اندك نبیذ قوی بیاشامند.

و اگر حرقت با آن نباشد [و اگر زیادی ادرار بدون جهت باشد]: خوردن انجیر خشك با زیت، و چرب نمودن مثانه و حوالی آن به روغن بان و زیت كه در آن سداب [ را به طريقی كه در باب قولنج ذكر كرديم]، پخته باشند و به روغنی كه در آن مسك و فرفیون و جندبیدستر حل نموده باشند [مفيد است].

صفت دوایی كه بسیار نافع است: مغز حبّ‌‌المحلب ده درم، سداب[13] پنج درم، كندر مثل آن، هلیله سیاه مثل آن، كهربا دو درم و نیم، سعد مثل آن، [مر و] جندبیدستر از هر كدام یك درم و نیم، با عسل معجون ساخته، اكثر یك مثقال تا دو مثقال بنوشند [كه چكه چكه كردن ادرار بدون عطش را بهبود می‌بخشد].

و اگر با كثرت بول، تشنگی بسیار و رنگ بول سفید باشد: آشامیدن شیره جو[14] و ربّ میوه‌های ترش و لعاب بذرقطونا و خوردن غذاهای سرد و ترش [از كشك و ماست و دانه‌های انار و مویز و غوره و سماق] و نشستن در مواضع رطوبت دار و گذاشتن پنبه كه در سركه و گلاب خیسانیده باشند و با برف سرد كرده [باشند]، بر موضع مثانه نافع است.

صفت دوایی كه خوردن آن پیش از ماءالشعیر به یك ساعت در این علّت مفید است: طباشیر ده درم، گل سرخ پنج درم، ربّ‌‌السوس، تخم كاهو، تخم خرفه، صمغ عربی، صندل سفید، عدس مقشر، گشنیز در سركه خیسانیده [و] سماق از هر كدام دو درم، مجموع را مخلوط كرده سه درم بنوشند و چیزهایی كه قطع تشنگی می‌كند [مانند كشك تكه تكه و دانه‌های انار ترش و آلوسیاه و سماق و زرشك] در دهان نگاه دارند.


[عسرالبول]

و صفت دوایی كه عسرالبول [و ورم در آلت تناسلی] را نافع است: تخم خربزه بیست درم[15] با مثل آن شكر یا پوست خربزه ساییده با [3 كف دست] شكر خوردن در حالتی كه [در داخل] آبزن باشد، اگر در آبزن اقحوان و برگ كرنب تر، [از هر كدام كه بود، و فضله كبوتر] جوشانیده باشند انفع است و به ثفل این آبزن ضماد گرم كردن [بر روی مثانه].

و اگر صعب باشد: مدّرات كه در باب استسقاء مذكور شد بیاشامند و در احلیل بریزند بوره ارمنی و نمك.[16]

و اگر به سبب ورمی باشد: فصد باسلیق نمایند و اگر به سبب سنگی باشد، معالجه سنگ باید نمود به طریقی كه مذكور شد. [و اگر سنگ در مدخل دهانه مثانه باشد مانند آنچه قبلاً ذكر شد باید مبوله در آن فرو كرد و آن را خارج كرد].

و اگر به عقب بول چرك و خون آید: بریزند در مثانه از راه احلیل، آب خاكستر بلوط و چوب انجیر بعد از آن كه [همان اندازه یا دو برابر آن آب ریخته به خوبی زده و] صاف نموده باشند.


 

 

[بیماری‌های تناسلی و جنسی]

[ضعف قوه باه و اختلال نعوظ]

 

در معالجه ضعف قوه باه و نعوظ از چیزهای ترش [مانند سركه و غوره و سماق و ماست و انار ترش و نظایر آنها] احتراز باید كرد و حمّام كم باید رفت و ترك تعب و عرق باید كرد و باید خورد غذاهای غلیظ و نفّاخ مثل نخود با پیاز یا گوشت فربه و آبهای چرب با مرغابی و مرغ خانگی، و آب نخود [با جوجه] و زرده تخم نیم‌برشت [قبل از غذا و در وقت مناسب، روزی 5 عدد]، با دو درم تخم تره‌تیزك و نمك، و شقاقل مربّا و دارفلفل مربّا [و مربّای زنجبیل بخورند].

صفت دوایی كه نافع است: تخم زردك، تخم پیاز، تخم هلیون، تخم جرجر، مغز حبّ صنوبر، بزرك، شقاقل، توددین[17]، لسان‌العصافیر، بوزیدان، بهمنین [و تخم شلغم] از هر یك نیم جزء[18]، [و زنجبیل و دارفلفل و خرفه[19] و قسط شیرین و زعفران از هر كدام نیم جزء] كوفته و پخته، به روغن شاهدانه[20] چرب كرده با عسل كف گرفته، معجون سازند [و اگر عسل خوب نباشد با گرفتن كف آن عيب آن را برطرف خواهد كرد] و قدر جوزی [درشت]، با شراب شیرین بنوشند.

صفت دوای دیگر كه تقویت باه نماید و نعوظ می‌آورد: روغن بان یك وقیه، در آن فلفل نیم مثقال[21]، حلتیت و جندبیدستر از هر یك مثل آن، مسك یك دانگ، مغز پنبه دو مثقال، بوره نیم مثقال، داخل كرده [با كمي روغن] در هاون صلایه نمایند [و بقيه روغن را روی آن ريخته] و بمالند بر پشت و زهار و كمر و تهی‌گاه و قضیب و انثیین را.

صفت حقنه كه باه، زیاده می‌سازد و فربه می‌كند: روغن شاهدانه[22] نیم وقیه، روغن گردو مثل آن [و دنبه آب شده نیم اوقیه] و طبیخ شنبلیله [و آرد گندم] و نخود از هر كدام دو كف در آب ریخته، بیفرشند[23] و اندك جوشی بدهند و دو وقیه را، دو دانگ جندبیدستر داخل كرده، حقنه نمایند و بدل جندبیدستر نیم وقیه آب [تره] می‌توان كرد.

[و اگر چیزی در دسترس نبود، تخم تره‌تیزك را به هم‌ وزن آن قند عجین كرده و هر روز به اندازه یك گردو با تخم‌مرغ نیمرو[24] مصرف شود كه برای این ناراحتی مفید است و قدرت جنسی را خیلی تقویت می‌كند].

صفت دوایی كه باه و منی را بسیار زیاد كند و نعوظ قوی آورد:[25] ترنجبین یك رطل، با دو رطل آب[26] داخل كرده، به آتش آهسته آهسته بجوشانند تا منعقد شود، به طریق حلوا بخورند.

صفت دوای دیگر: قرفه ده درم، در دو رطل شیر گاو تازه ریخته، ساعت به ساعت حركت بدهند و اندك اندك بیاشامند [تا يك روز تمام شود].

[بسیاری احتلام]

نفع می‌كند بسیاری احتلام را، و منی را كم می‌كند: تخم پنج‌ انگشت[27] ده درم، برگ سداب [و] پودنه خشك از هر یك [5 درهم و زیره و سعد و گلنار از هر كدام] دو درم سفوف نمایند و [از آن 5 درهم با آب سرد] بنوشند [و] از غذاهای غلیظ [كه] بسیار غذائیت دارد پرهیز كنند.

صفت دوای دیگر كه نافع است اگر با حرارت باشد: تخم كاهو ده درم، گل سرخ دو درم، گشنیز خشك، عدس مقشر، گلنار از هر كدام سه درم، كافور یك درم[28] سفوف ساخته، سه درم بنوشند.

و نافع است كمربند پهن از سرب بر میان بستن، و سرب بر پشت[29] گذاشتن، و طلا نمودن سفیداب با لعاب بذرقطونا بر كمر.


 

 

[بیماری‌های زنان]

نافع است حبس شدن خون را: حجامت ساق و فصد صافن و آشامیدن خیسانیده لوبیا و زردآلو.[30]

اقوی از این: جوشانیده ابهل نیم رطل [و یا كفلمه ابهل به اندازه نصف مقدار قبلی مفید است].

و خوردن سلیخه و مر و سكبینج و جاوشیر، اجزاء مساوی نماید، یك درم با سكنجبین[31] خورد.

صفت دوایی كه ادرار حیض به قوت می‌نماید:[32] خرما یك رطل، شنبلیله و روناس از هر كدام یك كف[33] در آب، بسیار بجوشانند و صاف نمایند و سه وقیه این آب را با یك وقیه و نیم شیره سداب بیاشامند. [گاه ممكن است برای باز كردن خون قاعدگی و سقط جنین با شیاف قطران و آب سداب و یا چوب آن مصرف شود].

صفت فرزجه كه مُدرّ حیض است: مر و جندبیدستر و سكبینج در آب سداب حل كرده، بردارند.

و جمیع آنچه ذكر كردیم آسان می‌كند زاییدن را، هر گاه در آب گرم بنشیند [و شستشوی دهانه رحم با آب داغ] و آشامیدن غالیه[34] با شراب[35] و خوردن مر مكی یك مثقال با شراب[36] و آب سداب، اخراج مشیمه می‌نماید.

و نافع است بسیار آمدن خون حیض را جمیع آنچه نفع می‌كند آمدن خون بواسیر را و مذكور شد.

و نافع است ورم[37] ارحام را: نشستن در آبهایی كه جوشانیده باشند در آن تخم كرنب[38] و كرنب [به تنهايي] و بزرك و بابونه [و تمام مرهم‌های نرم كننده مانند مرهم زير مفيد است]:

صفت مراهم كه نافع است: لعاب شنبلیله و [لعاب] بزرك و پیه مرغابی و موم زرد و روغن سوسن و میعه سائله اجزاء برابر، در هاون صلایه كرده، بردارند و اگر احتیاج شود قدری زعفران و افیون [كه در فصل بواسیر شرح داده شد] هم اضافه نمایند.

و نفع می‌كند بادهای غلیظ رحم را جمیع آنچه نفع می‌كند قولنج ریحی را. [و برای اختناق رحم مخصوصاً وقتی كه باعث غش كردن زنها می‌شود و مانند چیزی از زیر دل و لگن به بالا حركت كرده و سبب غش آنها می‌شود، مفید است].

و نافع است قرحه‌ رحم را چكانیدن شیاف ابیض افیون دار [كه با شمع و افيون درست شده است].

[و برای افتادگی [آن]: آن چیزهایی كه در مورد بیرون آمدن مقعد ذكر شد، مفید است].

و نافع است اختناق رحم را [تمام چیزهایی كه باعث افزایش خون قاعدگی می‌شود و منی را كم می‌كند مانند:] تخم پنج انگشت و برگ سداب خشك و پودنه خشك و تخم اسفند و سعد و سلیخه سیاه و قسط تلخ اجزاء برابر، جندبیدستر و مر مكی از هر یك نیم جزء با عسل معجون، و مثل نبقه با جوشانیده ابهل [و زیره] بنوشند، و [نيز همان وقت] بردارند غالیه و برگ شونیز و [يا] روغن [زنبق با برگ نمام].

[و نزدیك كردن چیزهای سوزان و كبریت و سداب به بینی مفید است].

و اگر خون حیض منقطع باشد: علاج كنند به آنچه در آن باب مذكور شد.

و اگر باكره باشد، امر به تزویج او بفرماید و ادویه كه در باب كمی منی وصف شد، بیاشامد و بكار برد.

در ذكر چیزهایی كه بر آبستن [شدن كمك می‌نماید]

جمیع فرزجه‌‌ها كه رحم را گرم كند معین است.

صفت فرزجه كه نافع است: جندبیدستر، میعه سائله و قسط و مر و بارزد و جاوشیر [و فلفل]، با اندك مسك و عنبر [به اندازه‌های مساوی] در شراب حل كرده و فرزجه ساخته در روز بدارند و در شب نزدیكی با زوج خود نمایند.

و اكثر [روزها] كمونی با شراب كهنه و [يا] سنجر[39] بیاشامند و از غذاهای غلیظ و نفاخ پرهیز كنند.


 

 

[بیماری‌های قضيب و بيضه‌]

[ورم قضیب]

و نفع می‌كند ورم گرم كهنه قضیب [و بيضه‌ها] را فصد باسلیق؛ و جمیع دواها كه در باب مفاصل حارّ و نقرس گرم [گفته] خواهد شد، نافع است.

[برای ورم بدون حرارت و بدون قرمزی: به وجود آوردن استفراغ و كم خوردن غذا مفید است].

[ورم خصیه]

صفت دوایی كه نافع است ورم خصیه را كه با حرارت[40] باشد: آرد شنبلیله، آرد باقلی با میفختج[41] سرشته ضماد نمایند، و باقلی به تنها با میفختج2 هم نافع است.

[قیله كودكان]

 

و مفید است قیله كودكان را: طلا نمودن به مقلِ در نبیذ حل كرده و جمیع ادویه محلّله كه در باب نقرس سرد ذكر خواهد شد.

و نفع می‌كند قیله و باد در خصیه [را]: چكانیدن در احلیل، روغن زنبقی كه در آن یك مثقال مشك و [دو مثقال] جندبیدستر آب نموده باشند.

و غالیه در روغن بان حل كرده، چكانیدن.

و نافع است صلابت انثین را: ضماد نمودن و اشق و مقل و میعه سائله و آرد باقلی و روغن سوسن. [برای سفتی بیضه‌ها مقل و اشق و میعه سائله را در می‌پخته حل كرده و روی آن آرد باقلا به اندازه‌ای می‌ریزند كه جمع شود و سپس روی آن مقداری از روغن سوسن و اگر در دسترس نبود، روغن بزر (بزرك) ریخته و با آن ضماد می‌كنند. همچنین كلیه داروهای حل كننده كه در فصل نقرس ذكر خواهد شد نیز مفید است].


[فتق]

صفت دوایی كه فتق را مفید است: بار سرو و سعد و [مر و] مرزنگوش خشك و مازو و اقاقیا و كندر، و صموغ را در شراب حل كرده، باقی ادویه جمع كرده، ضماد نمایند و محكم ببندند.

و اجتناب نمایند از: جمیع بقول [و باقلي] و منفخات و اكثر اوقات كمونی و دواها كه در باب استسقاء طبلی مذكور شد [كه بادها را تخليه مي‌نمايند] استعمال [نمايند]، و سنجرینا و باد ممرح[42] [و تمام چیزهایی كه بادشكن هستند] بنوشند.

و نافع است اُدرَة الماء[43] را: ضماد نمودن به سعد و آرد جو و سرگین گاو و سایر آنچه در استسقاء زقی مذكور شد [كه روی شكم مالیده می‌شود و آب را می‌خشكاند].

و بسیار نافع است: ضماد كردن به زیت كه جوشانیده باشند تا غلیظ شده باشد و با خاكستر چوب بلوط سرشته باشند. [و خاكستر ریشه‌های كلم كه باعث انزال و خارج كردن منی می‌شود].

و نفع می‌كند فتق را: سریشم ماهی را در آب[44] حل كردن و با مازو و بار سرو و مر مكی و صبر سقوطری سرشته، ضماد نمودن و بستن [و] تا هفت روز نگشودن و از حمّام احتراز نماید. [و باید از ریختن آب گرم روی آن خودداری كرد].

صفت دوای دیگر: صدف [و یا ماده لزجی كه از گوشت خارج می‌شود (ژله)]، با مر مكی و كندر و اقاقیا و غبار آسيا، با سركه و گلاب ضماد نمایند و ببندند.

و صاحب فتق بعد از غذا حركت ننماید و ببند[45] كم بیاشامد و حركت عنیف ننماید و آواز بلند نكند و اكثر اوقات ساكن باشد و خواب بر عقب غذا ننماید.[46] [تا اینكه شكم و احشاء سبك شود و قوی‌ترین و نیكوترین شراب كه در دسترس دارند بنوشند].

 


[1]. خ و چ و ن: آب راسن شيره كشيده

[2]. خ و چ و ن: نخود سیاه

[3]. ن: حیوانات رمو (رم كننده) و شتر

[4]. خ و چ و ن: گردن؛ در متن تحفه گرده آمده است که بنابر سایر نسخ و مفهوم جمله اصلاح شد: مصححان.

[5]. چ: وجع فی القطن

[6]. خ و چ: غثی

[7]. خ و چ: و یتولد الحصاة من اكل اللبن و الجبن خاصة و ... و العصاید

[8]. خ و چ و ن: 3 درهم

[9] یادآوری می‌گردد موارد داخل کروشه از ترجمه مرحوم دکتر نفیسی است و گاهی شامل نظرات اجتهادی ایشان یا معادل‌گذاری برای واژگان طبی می‌شود: مصححان.

[10]. چ و ن: مرو دو درهم

[11]. خ و چ: بمیفختج؛ ن: می‌پخته

[12]. چ و ن: آب سرد

[13]. چ: المسك

[14]. خ و چ: ماء الشعیر

[15]. خ و چ و ن: 10 درهم

[16]. خ و چ: ... ماء البورق او ماء الملح؛ ن: در آلت تناسلی آبغوره یا آب نمك تزریق شود.

[17]. با توجه به نسخه‌های خ و چ و ن، املای درست این واژه «تودری» به معنای قدومه می‌باشد: مصححان.

[18]. خ و چ و ن: یك جزء

[19]. خ و چ: قرفه

[20]. خ و چ: حبة الخضراء؛ ن: ذکر نشده است.

[21]. ن: یك و نیم مثقال

[22]. خ و چ و ن: حبة الخضراء

[23]. ن: بيفشرند

[24]. خ و چ: نیم‌برشت

[25]. خ و چ و ن: اگر نعوظ شديد بود ولی دفع منی ناقص بود.

[26]. خ و چ و ن: شیر

[27] خ: فنجمشك

[28] چ و ن: كافور نیم درهم

[29] خ و چ: عن القطن عاریاً؛ ن: می‌توان قطعه‌ای سرب را روی پارچه كلفت  گذارده و روی كمر بست و یا روی پیراهن نازك یا پارچه پهن آن را بست.

[30]. چ و ن: خیسانده كنجد

[31]. خ:  بطبیخ السلیخه؛ چ و ن: با دم كرده ابهل و دم كرده دارچین

[32]. خ و چ: ... و یسقط الاجنه

[33]. ن: شنبلیله سه كف

[34]. ن: مشک

[35]. ن: سداب

[36]. چ: بشراب قوی

[37]. خ و چ: وجع الارحام

[38]. خ: بزر الكراث

[39]. خ و چ و ن: سنجرینا

[40]. خ و چ و ن: بدون حرارت

[41]. در نسخه اصلی هیچکدام از حروف این واژه نقطه ندارند؛ خ و چ: میفختج (در نسخه خ فقط حرف «ف» نقطه دارد)؛ ن: می‌پخته.

[42]. خ و چ و ن: باد مهره (که معرب آن «بادمهرج» است)

[43]. ن: سیلان منی؛ دهخدا: فتقی است که از نزول رطوبات در عروق خصیتین پیدا آید، ادرة الدوالی (بحرالجواهر)؛ قیلة الماء، و آن علتی است که از آن خایه پر آب شود (ذخیره خوارزمشاهی).

[44]. خ و چ و ن: بشراب

[45]. خ: و ان یقل مزاج النبیذ؛ چ: و ان یقل مزاج الشراب؛ ن: و باید غلظت شراب را کم کرده

[46]. خ: و لیلزم السکون و النوم بعد الاکل؛ چ: و یلزم السکون و النوم بعد الاکل؛ ن: سكون و خواب بعد از غذا برای آنها مفید است.

محمد حمزه

محمد حمزه

E-mail: آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید
مطالب بیشتری که در این بخش خواهید یافت: « بیماری‌های دستگاه تنفسی بیماری‌های قلب »
Login to post comments

دکتر محسن ناصری

دکتر محسن ناصری
پزشک و متخصص فارماکولوژی

استاد طب سنتی ایران

عضو هیئت علمی دانشگاه

تلفن مطب:  22865212

روزهای یکشنبه و چهارشنبه از ساعت 16 تا 20

خ شریعتی- بالاتر از حسینیه ارشاد- خ قبا

تلفن پیک دارو بعد از ویزیت:   09109104047