جمعه ، 20 اسفند 1389 ، 15:40

بیماری‌های دستگاه تنفسی

نوشته شده بوسیله محمد حمزه
به این مطلب رای دهید
(1 vote)

[بحوحة الصوت]

در معالجه بحوحت صوت يعنی گرفتگی آواز و خشونت آن: از دواها كه آواز را صاف نماید، خوردن مویز بی‌دانه است كه در [آب با] روغن بادام خیسانده باشند، هر صباح [و شب] ده تا بیست دانه [بخورند]، و حبّ سرفه كه مذكور شد در دهن نگه داشتن، و [يا يك دانگ صبر زرد در] زرده تخم نیم‌برشت خوردن و غذاهایی كه ذكر خواهد شد در سعال میل كردن[1].

[مویز خیسانده در روغن و ادویه و غذاهایی كه خشونت قصبة‌الریه را از بین می‌برد، برای گرفتگی صدا به علّت داد زدن بسیار مفید است].

و اگر كدورت آواز و خرخره حلقوم [از] بلغم بوده باشد: غرغره به خردل و جُلاّب نماید و [يا] فلفل را با عسل معجون كرده، حبّ‌ها در دهن نگاه دارد.

صفت دوایی كه جهت بحوحة آواز كه از رطوبت باشد نفع می‌كند: فلفل و حلتیت و خردل مساوی كوفته، با عسل معجون سازند و به قدر نخود هر روز [سه يا] چهار [عدد] در دهن نگاه دارند.

و به شربت خشخاش كه مذكور شد [قبل از خواب] غرغره كردن، منع نزول زكام به سینه می‌نماید.

[در معالجه خشونت سينه]

[اين دوا برای خشونت سينه و جلوگيری از نزول به سينه مؤثر است]: نشاسته، كتیرا، ربّ‌السوس، تخم خیار، تخم كدو و تخم خشخاش و بادام [و باقلی] مقشر، اجزاء برابر كوفته و بیخته، شكر نصف كل ادویه، مجموع را با لعاب بهدانه سرشته، به قدر نخود حبّ سازند و شب‌ها و روزها در دهن نگاه دارند، خصوصاً وقت شبان اكثر اوقات در دهن نگاه داشتن [مخصوصاً قبل از خواب].

و [تكه‌های] كتیرا [و یا سپستان را يكی بعد از ديگری] در دهن نگاه داشتن بسیار نافع است.

و نفع می‌كند سرفه خشك را كه در شب عارض شود: حبّ و شربت خشخاش كه مذكور شد هر گاه در شب چند مرتبه بنوشند. [اگر به داروهایی كه ذكر شد پوسته خشخاش كوبیده اضافه كنیم، اثر آن بیشتر و مفیدتر خواهد شد].

[و همچنین اگر یك جزء از تخم كاهو[2] به آن اضافه كرده برای سرفه‌های خشكی كه در شب بوجود می‌آید مؤثر است].

[همچنین حب مذكور با شراب خشخاش كه قبلاً ذكر شد اگر از آن به اندازه یك رطل بیدرنج گرفته شود مفید است].[3]

و اگر این سرفه صعب و غلیظ باشد نفع می‌كند این حبّ: بگیرند نشاسته، كتیرا، ربّ‌‌السوس از هر كدام پنج درم، افیون تازه نیم درم، با لعاب بذرقطونا سرشته، به قدر نیم درم حبّ‌های پهن گوشه‌دار سازند و در شب تا پنج شب حبّ به دفعات در دهن نگاه دارند.

صفت حبّ دیگر كه نافع است جهت علّت مذكور: نشاسته، كتیرا، ربّ‌السوس كوفته، به شیره بیخ كاهو سرشته، حبّ سازند و به طریق مذكور در دهن نگاه دارند.

صفت حبّ دیگر كه نافع است سرفه را هر گاه حرارت و تب نباشد و در شب آزار كند: بگیرند میعه سایله و علك‌البطم [و مر مكی] اجزاء برابر، افیون نیم جزء، به دستور با لعاب بذرقطونا[4] سرشته، حبّ‌ها به قدر یك دانگ ساخته، [دو تا سه حب] در دهن نگاه دارند كه سرفه صعب شدید را نفع می‌كند.

[و لازم است از ادویه‌جات حاوی افیون و كاهو و تخم آن و بزر بیخ[5] و نظایر آنها و از مخدرات، در مواردی كه سرفه‌های مرطوب با اخلاط زیاد همراه است خودداری كرد، زیرا اگر اخلاط كم شود سنگینی سینه را زیاد كرده و تنگي نفس و سرفه، اگر اخلاط بیرون نیاید، زیاد می‌شود].

و از چیزهایی كه نضج ماده نزله می‌كند و معین است به زرور[6] دفع شدن ماده سینه را: آب گرم بخرع نمودن[7] و به آن غرغره كرده، و سینه را به موم و روغن نیم گرم چرب كردن و نزدیك آتش، سینه را بعد از چرب كردن نگاه داشتن.

صفت مطبوخی كه خشونت سینه را نافع است و آنچه به سینه ریخته باشد از نزله اخراج می‌كند: انجیر سفید بیست عدد، عناب ده عدد، [مویز سفید پاك كرده ده درهم] و اصل‌السوس تراشیده نیم‌كوفته، بنفشه، پرسیاوشان از هر كدام پنج درم، آرد جو[8] یك كف، تخم خطمی یك كف[9]، مجموع را با چهار رطل آب بجوشانند تا به نصف آید، بمالند و صاف كنند و نیم رطل آن را با دو درم روغن بادام شیرین بنوشند، [اگر به آن 5 درهم پخته پرسیاوشان اضافه شود، برای خارج كردن چیزهایی كه در سینه وجود دارد مفید خواهد شد، و اگر به آن بنفشه خشك به همین اندازه اضافه كرده و پرسیاوشان را حذف نمایند، مخصوصاً برای لینت مزاج كمك بیشتری خواهد كرد].

و سزاوار است كه تلیین طبیعت صاحبان نزله و سرفه به چیزهایی باشد كه به آن خشونت و ترشی و شوری و تلخی و عفوصت نباشد، مثل این جوشانیده: انجیر زرد ده عدد، بنفشه خشك [پنج تا] هفت درم[10]، اصل‌السوس هفت درم، عناب ده عدد[11]، سپستان ده عدد[12]، بجوشانند تا مهرّا شود، بمالند و صاف كنند و در یك رطل از آن، ده درم[13] ترنجبین یا قند [یا شكرپنیر] حل كرده بیاشامند.

و اگر قوی‌تر خواهند: تربد سفید تراشیده از دو درم تا چهار درم، داخل نموده با روغن بادام شیرین سه درم بنوشند.

و یا حبّ بنفشه و محموده مشوی، یا حبّ [بنفشه] و تربد با شكر و محموده بریان كرده بیاشامند.[14]

و شراب ورد، مناسبت ندارد آشامیدن آن.

و هر گاه نزله به سینه و شش ریخته باشد، بسیار غلیظ و لزج باشد و محتاج به ادویه قویّه كه قلع و اخراج آن ماده كند، بوده باشد: تخم انجره و تخم ترب و بیخ سوسن آسمانگونی و فلفل و شنبلیله [با خرما] و امثال آنها بدهند.

صفت دوایی كه ربو و سرفه [كه] با رطوبت بسیار و غلیظ باشد و با او حرارت نباشد [را] نافع است: [شنبلیله دو كف و خرما یك رطل و آب شش رطل، همه را می‌جوشانند تا خرما به خوبی برسد و بعد صاف كرده و یك چهارم تا نیم رطل آن را در موقع لزوم مصرف می‌كنند].

[خصوصیات داروی دیگری كه برای آسم[15] مفید است و ریه را پاك می‌كند به قرار زیر است:] بگیرند پوست بیخ كرفس، رازیانه و تخم آنها و تخم ترب و تخم قربص[16] از هر كدام یك وقیه، شنبلیله یك كف، در سه رطل آب بجوشانند تا به یك رطل و نیم آید، بمالند و صاف كنند و نیم رطل آن را [با] یك وقیه فانید و دو درم روغن بادام [تلخ] بیاشامند.

صفت دوای دیگر كه همین منفعت دارد: تخم كرفس[17] و تخم ترب [یك كف] و تخم قربص[18] و پودنه[19] و سعتر خشك و شنبلیله از هر كدام یك كف، بیخ سوسن آسمانگونی سه درم، به طریق مذكور بجوشانند و با فانیده[20] و روغن بادام [تلخ] بیاشامند.

و نفع می‌كند سرفه و ربو را: قی كردن به بوره و خردل، و به چیزهایی كه سابقاً ذكر شد و به سكنجبین و [آب] ترب.

[داروی زير در موقعي مفيد است كه اخلاط، زياد و مداوم نبوده و احتياج به بيرون آوردن آن نباشد كه در آن صورت نياز به قی و اسهال خواهد بود و پس از آن بايد داروی زير را كه اخلاط را شل مي‌كند تجويز كرد].

و صفت دوای دیگر نافع: شحم حنظل ثلث درم[21]، غاریقون نیم درم، تخم انجره یك درم، بیخ سوسن آسمانگونی[22]و بوره از هر كدام یك دانگ [و ربّ‌‌السوس ثلث درهم] ، مجموع را كوفته و بیخته، بنوشند [و اين شربت خوبی است كه مخصوصاً برای آسم (ربو) مفيد است].

و بهترین دواهای مسهل [برای] اصحاب ربو: شحم حنظل و غاریقون و  بسفایج و تربد و بنفشه و ربّ‌‌السوس است.

[مانند اين دارو: بنفشه ساییده خشك سه درهم و تربد ساییده یك درهم و بسفایج یك درهم و شیرین بیان نصف درهم، آنها را به صورت قرص یا حبّ درآورده مصرف می‌كنند و این مقدار یك خوراك است].

و باید كه در غذای صاحب سرفه و صاحب ربو چیزهایی كه تقطیع كنند داخل نمایند، مثل فلفل و هیل و زنجبیل و سایر افاویه و آب نخود هر گاه گرفته باشند با خردل و بیخ ترب و تخم آن[23]. [و ادویه گرم مفید است ولی غذاهایی كه حاوی نشاسته و شیر باشد مضر است و اینگونه غذاها برای آنان كه دچار خشونت سینه باشند مفید است].

و اگر [با این سرفه، اخلاط و رطوبت زیاد و خشونت سینه باشد بهتر است:] جوزا به آب بكوبند و حسای پزند با قند،[24] و بپاشند بر آن تخم رازیانه و زیره و انیسون، مناسب است و می‌باید كه از میوه‌ها، خربزه شیرین [يا قاچ زده] و انجیر خشك و بادام كه اندكی تلخی داشته باشد و نیشكر بنوشند.

و هر گاه كه با سرفه، در طبیعت لینتی باشد كه مانع از دادن ملیّنات باشد و تنقیه سینه ضرور باشد بدهند این دوا را: مورد[25] و پر سیاوشان، تخم كرفس و رازیانه از هر كدام یك كف، در سه رطل آب بجوشانند تا به یك رطل آید و بیاشامند از آن نیم رطل، تنقیه سینه می‌كند و شكم را می‌بندد.

و اگر محتاج به تنقیه نباشد و سرفه خشك با نرمی طبیعت، از این سفوف بنوشند، صفت آن: تخم مورد مثل سرمه صلایه كرده و مغز بلوط بریان كرده و خشخاش بریان كرده[26] و خرنوب شامی [به اندازه مساوی] و صمغ عربی اجزاء برابر[27] به دستور سفوف سازند و صباح‌ها [ناشتا]، سه درم به آب مورد[28] بنوشند.

صفت دوایی كه سرفه كهنه و ربو را نافع است: مر، حلتیت ، فلفل از هر كدام یك درم[29]، علك‌البطم دو درم، ربّ‌‌السوس مثل آن، با عسل [كف گرفته] كوفته معجون ساخته، اكثر اوقات بنوشند.

صفت دوای دیگر كه همین منفعت دارد: تخم ترب، تخم تربزه[30]، شنبلیله، بادام تلخ از هر كدام ده درم، فلفل، زنجبیل، خردل از هر كدام سه درم، با عسل كف گرفته معجون سازند و هر روز مقابل نبقه بنوشند [كه سينه را پاك مي‌‌كند].

صفت دوایی كه ربو و سرفه [را] كه رطوبت بسیار [و با بوی بد] باشد نافع است: [استنشاق دود زرنیخ در زغال افروخته، با قیفی كه دود آن وارد حلق شود مفید است].

[خصوصیات بخور خوبی دیگر برای این ناراحتی چنین است:] میعه سائله، مر مكّی[31] با زرنیخ زرد اجزاء برابر، كوفته و بیخته، با روغن گاو معجون سازند و بر قطع‌های كاغذ بمالند و از عقب هم، بر آتش گذارند و به بخار آن سینه و گردن را می‌دارند و نوعی نمایند كه بخار اندكی به حلق داخل شده باشد.

و هر گاه مدت قرحه دیر، و آمدن رطوبت بسیار دراز كشیده باشد و بدبویی بینی باشد و تب مفارقت كرده باشد: قطران با عسل مساوی سرشته، بلیسند چند دفعه.

یا بار سرو و برگ ابهل[32] و حبّ‌الصنوبر [و صمغ] اجزاء برابر كوفته، با عسل معجون سازند و مساوی نبقه هر روز بنوشند [كه زخم‌های مزمن و طول كشيده را تخفيف مي‌دهد].

صفت دوایی كه قرحه كهنه و ربو و بدبویی رطوبت كه از سینه آید [را] نافع است: برگ ابهل، بار سرو، حبّ‌الصنوبرالكبار از هر یك ده درم، سنبل‌الطیب و شكوفه اذخر و سعد و مر و كندر [و كاه مكي] از هر كدام پنج درم، به دستور با عسل معجون سازند و به قدر نبقه بنوشند.


[شوصه]

و نفع می‌كند شوصه را فصد باسلیق و به قدر حاجت و قوّه، خون كم كردن و تلیین طبیعت به ملیّنات كه مذكور شد، از آنها كه ضرر به سینه نرساند و جمیع اغذیه و ادویه [كه قبلاً ذكر شد برای سرفه‌های غیر مزمن ریه كه همراه با حرارت نباشد و مالیدن ضمادی] كه در معالجه اوجاع گوش ذكر شد.

و بعد از نضج شوصه، نافع است: جمیع چیزها كه سینه را از ماده پاك سازد و حرارت نداشته باشد مثل جوشانیده انجیر، پرسیاوشان و اصل‌السوس[33] و امثال آنها كه سابقاً ذكر شده.

و هر گاه مدت شوصه به طول كشد و تب تسكین یابد و ماده غلیظ رفع شود و دفع كردن آن به دشواری باشد: [34] ادویه كه جهت ربو و اخراج اخلاط غلیظه از سینه ذكر كردیم، مناسب و نیكو است.


[نفث‌الدم]

و نفع می‌كند نفث‌الدم را كه با سرفه باشد: فصد باسلیق و اندك اندك تجرع كردن سركه و آب كه با هم ممزوج كرده باشند.

صفت دوایی كه نفث‌الدم [بدون سرفه] را نافع است: [صمغ عربی و كندر و خون سیاوشان و كهربا و مازو و گل مختوم و گل ارمنی و شادنه] هر یك درهمی، قرفه و سعد از هر یك نیم درم، افیون ثلث درم[35] كوفته و بیخته با شیره خرفه يا خشخاش سرشته، قرص‌ها یا حبّ‌ها سازند و یك درم تا یك مثقال با شیره خشخاش یا خرفه و امثال اینها بنوشند.

و غذا، آش‌های غوره و سماق [و آب عدس با سركه، و قریص (گزنه- انجره)][36] و امثال آن بنوشند و میوه‌های ترش قابض [كه تلخ نباشد] میل فرمایند و پرهیز نمایند از فریاد كردن و تعب كشیدن و شراب آشامیدن و جمع آنچه حارّ و تیز باشد.

و اگر مومیایی را در روغن خیری یا سوسن یا نرگس یا زیت كرده بنوشد، نافع است [به شرط اینكه حرارت در بین نباشد[37]].


[سل]

در معالجه سل نافع است شیره جو كه محكم‌الصنعة باشد آشامیدن، صفت آن: جو فربه مقشر[38] به آب بكوبند و شیره بگیرند و بعد از آن بجوشانند، و اگر با خرچنگ كه از نهرها می‌باشد، بعد از آن كه دست و پای آن را قطع كرده باشند و به آب نمك و خاكستر شسته و به آب صاف پاك بعد از آن خوب شسته باشند، بجوشانند انفع است و اگر با پاچه بجوشانند هم بسیار نفع می‌كند. [پخته ماءالشعیر با خشخاش مفید است، مخصوصاً اگر سرفه‌های خشك خیلی فراوان بود].

و از غذاها، ماهی تازه كباب كرده و زرده نیم‌برشت و حسای كه از شیر و نشاسته و كتیرا و شكر و روغن بادام به عمل آورده باشند میل فرمایند.

و حمّام به اعتدال رفتن و استعمال آبزن و چرب كردن به روغن بنفشه بعد از حمّام نافع است.

و از تعب و جماع پرهیز نمایند و از گوشت طیور و برّه كه لطیف باشد، میل فرمایند و شراب رقیق، كه آب بسیار به آن ممزوج كرده باشند بیاشامند.

و هر غذا و شراب كه بدن را فربه كند مناسب است و بهترین دواها شیر دختران، بعد از آن شیر الاغ، بعد از آن شیر شتر، بعد از آن شیر بز. اگر نان را هم با شیر به عمل آورند و بخورند بهتر است.[39]

[اما آب پنیر[40]، چون خاصیت رطوبت بخشیدن به بدن و چاق كردن دارد و گوشت بدن را نیز زیاد می‌كند و مقوی است و باید از آب آن بیاشامند يا نان را در آن خيسانده و بخورند كه برای بيماری سل اثرات مفيدی دارد].[41]

و اگر به این معالجات سل بهبود نیابد و قرحه متعفن شود و نفث بدبو گردد، مجففات كه قبل از این [در فصل زخم‌های ريه] مذكور شد استعمال نمایند.

 


[1]. چ: ...و یشتغل بترك الاغذیة التی نذكرها هناك

[2]. خ: بزر الخیار

[3]. این نسخه در نسخ خ و چ نیز وجود ندارد: مصحّحان.

[4]. «لعاب بزرقطونا» در نسخ خ و چ و ن ذكر نشده است: مصححان.

[5]. خ و چ: بزرالبنج

[6]. خ و چ: یعین علی سرعة النفث؛ ن: كمك به سرعت بیرون دادن اخلاط می‌‌كند. (به نظر كلمه «ضرور» صحیح می‌باشد: مصحّحان)

.[7] خ و چ:... ادامة التجرع الماء الحارّ؛ ن: آشامیدن آب داغ

[8]. خ و چ: كشك الشعیر

[9]. چ: و من السفستان عشرة

[10]. چ: اسماناجیاد او من البنفسج الیابس من خمسة هم الی سبعة

[11]. چ و ن: بیست عدد

[12]. «سپستان» در نسخ خ و چ و ن ذكر نشده است: مصححان.

[13]. چ: مقدار ترنجبین ذكر نشده است؛ خ و ن: بیست درهم

[14]. خ: و یصلح ان یستعمل بحبّ البنفسج و السقمونیا او بالبنفسج و التربد او بالسكر و السقمونیا علی ما ذكرناه؛ چ: و یصلح ان یسهل  بحبّ البنفسج الذی بالسقمونیا و القرص المتخذ بالبنفسج و السقمونیا علی ما ذكرناه

[15]. خ و چ: الربو

[16]. خ و چ: بزر القریص (پاورقی نسخه چ: غذایی است كه از گوشت مرغ یا ماهی با ترشی درست ‌كنند)؛ ن: تخم گزنه؛ دهخدا: 1- گوشت با سرکه و بقول و ابازیر پخته، 2- انجره (گزنه)

[17]. «تخم كرفس» در نسخه چ و ن ذكر نشده است: مصححان.

[18]. خ و چ: بزر القريص يك كف؛ ن: تخم گزنه دو درهم

[19]. خ و چ: الفونتج

[20]. خ و چ: فانیذ

[21]. خ و چ و ن: سه درهم

[22]. چ: ثلثة هم؛ ن: نصف درهم

[23]. خ و چ و ن: برگ و ریشه ترب

[24]. خ: ... ان یتخذ من عصیر النخالة یدق النخالة بالماء و یتخذ حساء مع الفانید؛ چ: یتخذ من عصیر النخالة حساء یدق النخالة بالماء و یعصر و یتخذ منه حساء مع الفانید باللبن؛ به نظر می‌رسد «جوز را به آب...» منظور بوده است: مصححان.

[25]. خ و چ: حب الآس

[26]. خ: و خشخاش المقلو؛ چ و ن: كمی خشخاش را با روغن پخته

[27]. خ: و من الصمغ العربی یك جزء؛ چ و ن: صمغ عربی نیم جزء

[28]. خ و چ: برب الآس

[29]. خ و چ و ن: مر مكی و آنغوزه (حلتیت) به اندازه مساوی و فلفل نیم جزء

[30]. خ و چ و ن: تخم حرف

[31]. خ: بادآورد؛ چ: الیارزد

[32]. خ: جوز السرو و الابهل

[33]. خ: اصول السوس؛ چ: اصول السوسن؛ ن: سوسن

[34]. خ و چ: و سكنت الحمی البته فكان یقذف العلیل مدة غلیظة و یعصر علیه نفثها

[35]. چ و ن: نصف جزء

.[36] به نظر می‌رسد با توجه به معنی جمله منظور از قریص در اینجا همان «نوعی از نانخورش، گوشت با سرکه و بقول و ابازیر پخته» می‌باشد: مصححان.

[37]. چ: بعد ان یكون حرارة هناك

[38]. خ و چ: كشك الشعیر

[39]. خ و چ: ...فی ابتداء السل و انتهائه

[40]. چ: ماء‌الجبن

[41]. این عبارت در نسخه خ وجود ندارد: مصححان.

محمد حمزه

محمد حمزه

E-mail: آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید
مطالب بیشتری که در این بخش خواهید یافت: بیماری‌های كليه و مثانه »
Login to post comments

دکتر محسن ناصری

دکتر محسن ناصری
پزشک و متخصص فارماکولوژی

استاد طب سنتی ایران

عضو هیئت علمی دانشگاه

تلفن مطب:  22865212

روزهای یکشنبه و چهارشنبه از ساعت 16 تا 20

خ شریعتی- بالاتر از حسینیه ارشاد- خ قبا

تلفن پیک دارو بعد از ویزیت:   09109104047