شنبه ، 20 آذر 1389 ، 05:19

اختناق و خفگی

نوشته شده بوسیله محمد حمزه
به این مطلب رای دهید
(0 رای)

دفتر دوم

باب چهارم

در اختناق و خفه شدن

 

 

در اختناق به‌طور کلّي

اين مرض از دو علّت ممکن است حادث گردد:

1. آنکه هوا در ريه وارد نگردد، مانند حلق‌آويز شده و غريق و گلو فشرده.

2. آنکه در ريه، هواي غيرصالح از براي تنفّس وارد گردد، مانند هواي فاسد شده به وساطت دود زغال و بخارات تخمُّر شراب و بخار چاه مَبال و هرزآب و غيره.

 

علاج

اوّل رفع سبب اختناق را نمايند و بعد، عمل تنفّس و دَوَران را مجدّداً تحريک کنند. براي نيل بدين مقصود روي ستون فقرات و عضلات سينه را مالش‌هاي خشک يا با آب مُعدِّل بدهند. ترکيب آب مُعدّل از قرار ذيل است:

آمانياک مايع (که وزن مخصوصش 92/0 باشد)                                6

الکل کافوري                                                                                       1

نمک طعام                                                                                          6

آب مقطّر                                                                                            100

نمک را در آب، حل کرده و صاف کرده و بعد الکل کافوري را اضافه کرده و پس از آن امانيک را بيفزايند و در وقت استعمال مايع را تکان دهند. و جوف بيني را با ريشة پر، دغدغه[1] و در دو طرف سينه، فشارهاي متناوبه، وارد آورند و درون ريه را به اعانت دهان به دهان گذاردن و يا به اعانت دَم، نفخ نمايند.

 

حلق‌آويز شده يا طناب افتاده

در صورتي‌که فقرات عُنُق از محلّ خود خلع شده و نخاع (مغز حرام) به وساطت فشار، بريده شده باشد مرگ فوراً دررسد و در غير اين حالت، مرگ نتيجة اختناق ساده باشد و در کمال بطوء، مريض درگذرد؛ چنان‌که بعضي اشخاص حلق‌آويز شده را ديده‌اند که پس از ده ساعت به وسايط عمليّه، حياتشان معاودت نموده است.

براي علاج چنين اشخاص بايد فوراً طناب و امثال آن را که در دور گردن است، بريده و هرچه را که مانع تنفّس و دَوَران ببينند از بدن مريض درآورده، سر و سينه را از تتمّة بدن، بلندتر کرده، ساق‌ها و ستون فقرات را با عَرَق يا سرکه يا غير آن در نهايت شدّت مالش دهند و بلاتأمّل تنفّس مصنوعي را مطابق يکي از قواعد آتيه، معمول داشته و غالباً بايد فصد نمايند.

 

غريق

غَرق، اختناقي است ساده و در آن مرگ از فقدان هوا و اکسيژن دررسد. نخستين مسأله‌ای که در باب غريق اهميت دارد آن است که به وساطت دستورات آتيه، غريقي که سه ربع ساعت تا يک ساعت هم مرتمس در آب باشد ممکن است علاج شود؛ اگرچه گاهي در مدّت 20 دقيقه عمرش به سرآيد و اين بقاي فوق‌العاده و کثيرالوقوعِ حيات، در وقتي است که غريق به وساطت خوف يا برودت به حالت غشي درآمده و حوائج بدنيّه به نهايت قلّت رسد ولي تحمّل فقدان هوا را اين مدّت طاقت آورده باشد.

مسألة ديگر، که اهميتش کمتر از اوّل نيست، استدامة علاج و جدّ و جَهد شديد پرستاران است که جز پس از زمان طويل، که مثلاً 10ساعت باشد، نبايد مأيوس از علاج گردند؛ چه مکرّر اتفاق افتاده، غريقي بعد از ده ساعت مواظبت و حرکات تنفّس مصنوعي متمادي به هوش آمده.

همين‌ که غريق را از آب درآوردند، فرصت را غنيمت شمرده، بلاتأمّل او را به منزل برده و اگر مسافت بسيار است در همان جا لباسش را کنده و با پارچه گرمي بدنش را خشکانيده و به روي زمين يا رخت‌خواب خوابانيده و سرش را قدري بلندتر قرار دهند. و هرگز به عقايد باطله عوامانه توسّل نجويند که به خيال خود براي اخراج آبي که در شکم وارد شده، آن بيچاره را سرازير و معلّق مي‌نمايند و حال آنکه از تجربه معلوم شده که مقدار آن آب، مُنتهىٰ به يک تا دو پياله رسد؛ پس، از حرکتِ وحشيانه علاوه ‌بر عدم منفعت، تتمّة حيات را نيز از دست بِبَرَد و عمل طبيب و پرستاران را هم بي‌حاصل نمايد. براي آنکه رطوبت و مخاطي را که منع ورود هوا را به دهن و بيني مي‌نمايد، خارج کنند چند ثانيه سر را کمي پايين‌تر از بدن گذارند و بعد اگر مريض را در اطاق برده باشند، در و پنجره‌ها را باز كرده، بلاتأمّل تنفّس مصنوعي را مطابق يکي از طرق ذيل معمول دارند:

(1) طريقي است بسيار سهل ولي ناقص، و ترتيبش آن است که يک نفر در بالاي سر مريض نشيند و دو دستش را از دو طرف به روي دنده‌ها گذارده و ديگري روبرو و دو دست به روي شکم گذارد. بعد هر دو يک مرتبه به قوّت و ملايمت سينه و شکم را بفشارند و بدين واسطه کمي هوا را از ريه خارج نمايند. بعد هر دو با هم در آنِ واحد، دست‌ها را برداشته، سينه را آزاد گذارند تا دو مرتبه به حالت خود معاودت نموده و متّسع شده، جذب هوا نمايد و در هر دقيقه 15 مرتبه اين عمل را مُجرىٰ کنند.

زبان مريض را هم بايد از دهانش بيرون کشيده و به همان وضع نگاه دارند؛ چه بدون اين احتياط، زبان به وساطت وزن خود مجدّداً به قعر گلو افتاده مجاري تنفّس را مسدود نمايد.

(2) طريقة مارشال هال: مريض را به رو خوابانيده و لحاف يا پارچة ديگري را لوله کرده، زير سينه مريض گذارند تا بلند شود. بعد بدن را به ملايمت به درجه‌ای به پهلو بگردانند که قريب به استلقاء گردد، آن وقت فوراً صورت مريض را مجدّداً به سمت زمين بگردانند و تقريباً دقيقه‌ای 15 مرتبه با کمال قوّت و شدّت اين عمل را مكرّر نمايند. گاه‌گاهي هم پهلو را عوض کرده، از پهلوي ديگر اين عمل را نمايند. و هر وقت غريق به رو افتاد فشار تند محكمي در بين دو کتف وارد آورند ولي همين‌که به پهلو گردانيدند ديگر فشار را قطع کنند. حالت اوّل، زفير را افزوده و در دويّمي، شهيق شروع شود.

(3) طريقه سيلوِستِر: عبارتست از تقليد تنفّس طبيعي عميق و در اين عمل همان عضلات را که طبعاً در تنفّس، معاونت مي‌نمودند، به عمل درآورند. چون در تنفّس طبيعي عميق براي عمل شهيق، اضلاع و قُصّ به وساطت عضلات صدريّه و بعض عضلات ديگر که از سينه به شانه‌ها مي‌روند، مرتفع مي‌شوند؛ لهذا ريه، خلاء پيدا کند و هوا را به قدري جذب نمايد که به‌ کلّي مُنتفخ گردد. پس در تنفّس مصنوعي هم بايد براي شهيق، اضلاع و قُصّ را به وساطت عضلات صدر و بعض عضلات ديگر که از کتفين به جُدران صدر مي‌روند مرتفع نمود.و بدين سبب بازوی مريض را در کمال قوّت تا دو طرف سر مريض برند که اضلاع را مرتفع نموده و جوف صدر را متّسع نمايند و بدين ترتيب در ريه، خلاء شديدي حادث كرده، هوا را به ريتين وارد کنند. ولي زفير از صِرف فشاري که به طرفين سينه به اعانت بازوهاي مريض وارد مي‌آورند حاصل شود.

پس بازوهاي مريض براي عامل، حکم اهرمي خواهد داشت که براي اتّساع و انقباض ريه به کار رود. در اين طريقه، مقدار هواي شهيقي تقريباً عَشرةَ امثال طريقة سابقه مي‌باشد و ذيلاً شرح عمل آن را مذکور مي‌داريم:

اوّل: بايد به مريض، وضع شايسته‌اي دهند، يعني مريض را به پشت خوابانند و لحاف يا شيء ديگري را لوله کرده، به زير شانة او گذارند.

دويّم: ورود هوا را در قصبة‌الريه آسان كنند، لهذا دهان و مِنخَرَين مُقدّم را پاک کرده، زبان مريض را بيرون کشيده، در خارج لب‌ها نگاه دارند. (بدين طريق که پس از بيرون آوردن زبان به ملايمت، فکّ اسفل را دو مرتبه به فوق برند و به اعانت دندان‌ها، زبان را به وضع مطلوب نگاه دارند. و اگر لازم شود دستمالي هم از زير زنخ مريض عبور داده، و در فوق سرش گره زنند و بدان واسطه زبان را به همان حال نگاه دارند).

سيّم: حرکت تنفّس عميق را تقليد کنند، بدين طريق که بازوها را بلند کرده، تا دو طرف سر برند و به ملايمت ولي محکم تا دو ثانيه همان جا نگاه دارند. در اين حركت چون اضلاع مرتفع گردند حجم ريه زياد شده و شهيق حاصل گردد.

بعد بازوها را پايين آورده، به ملايمت ولي مستحکماً تا دو ثانيه به دو طرف سينه و روي شکم فشار دهند. در اين حرکت چون اضلاع و شکم فشرده شوند جوفِ ريه، نقصان پيدا کرده، زفير جبري، احداث شود.

حرکات مزبوره را بايد در دقيقه‌اي 15 مرتبه متناوباً با کمال قوّت و اصرار به‌جاي آورد.

چهارم: حرارت و دَوَران را به‌جاي خود آورده، تنفّس را تحريک نمايند. براي اين کار دست و پا را از نوک انگشتان تا محاذي قلب مالش داده، لباس‌هاي خيس خورده را تبديل به لحاف گرم و خشک کرده و گاه‌گاهي آب سرد به صورت مريض بپاشند و اين تدبيرات را در ضمن حرکات تقليدي تنفّس، معمول دارند.

مريض را هم از زير لحاف يا روي لباس خشک، باز تا مدّتي مشت ‌و مال بدهند و به اعانت پيچيدن پارچه‌هاي پشمينه به بدن و گذاردن بطري‌هاي آب گرم و آجر داغ در زير بغل و ميان ران‌ها و کف پاها و در رخت‌خواب، حرارت بدن را به حالت اصليّه، معاودت دهند.

اگر مريض را در خانه يا اطاقي بُردند، بگذارند هوا به آزادي در اطاق نفوذ و گردش نمايد. همين‌که حيات، محقّق شد يک قاشق آب گرم به مريض داده، بعد اگر مريض قدرت بلع داشته باشد کم‌کم چاي و قهوه به وي بخورانند و سفارش کنند که از رخت‌خواب بيرون نيايد و همانجا تا مدّتي بخوابد. چون آساني طريقة سيلوستر تقريباً مانند طريقة سابقه و فايده‌اش عشرة امثال مي‌باشد، بهتر آن است که قبل از آنکه از آنها مأيوس شوند از اوّل، همين طريقه را معمول دارند.

شرط اصلي منتج بودن معالجة غريق آن است که فوراً به محض خروج از آب، اين ترتيبات را به‌جاي آرند و از اعمال آن خسته نشده، تا چندين ساعت معمول دارند؛ چه ديده شده پس از ده ساعت غريقي به حال آمده و حيات آن معاودت کرده است.

(4) طريقه نفخ: مسلّماً در اين طريقه، تقليد حرکات تنفّس بهتر شود و از تفمُّم[2] طبيب و مريض يا به اعانت لوله‌ای مانند ني‌قليان، مطابق دستور ذيل مُجرىٰ گردد:

براي اين کار، اوّل با يک دست مِنخَرَين مُقدّم مريض را محکم گرفته و با دست ديگر اندکي برجستگي زير گلو را، که سيب آدم گويند، فشار دهد که مجراي مري را منسدّ نموده، هواي دميده را نگذارد وارد معده گردد. بعد لب‌ها را به لب مريض چسبانيده و به ملاحظة انخراق حويصله‌هاي ريه، با تأنّي و قوّت کمي، در ريه نفخ نمايند. همين‌که سينة مريض قدري مُنتَفخ و بلند شد و از هوا ممتلي گرديد، دهان را برداشته و فشاري به سينه وارد آورده، هوايش را خالي کنند و بعد عمل را از سرگيرند. اين طريقة نفخ به ملاحظة آنکه هواي تنفّس شده را وارد ريه مي‌نمايد لهذا قوّت حيويّه‌اش[3] قليل است و بنابراين ناقص [بوده] و چندان صلاحيّت تحريک عمل حيات را ندارد. ولي طريقة ديگري است که در صورت فراهم بودن اسباب، فايده‌اش هزار مرتبه زيادتر مي‌باشد و اسباب آن عبارتست از دَم‌‌هاي دستي معمولي که در اغلب نقاط يافت شود. براي اعمال آن، نوک لولة دَم را در دهان مريض گذارده و لب‌ها را به دور آن به‌ طوري محکم فشار داده كه هوا خارج نشود و بعد برجستگی زير گلو (سيب آدم) را اندکی فشار داده و به ملايمت دم را بدمند. پس از آنکه ريه منتفخ گرديد، دم را برداشته و ريه را فشرده، هوايش را خارج کنند و بعد عمل را از سر گيرند. چون استعمال دَم براي نفخ ريه، بهترين طريقة تقليد طبيعت را متحقّق مي‌نمايد، لاجرم بر تمام طُرُق مذکوره رجحان پيدا مي‌کند و اهميّتش فقط در آن است که با يک دست، در کمال استحکام و ملايمت، بدون تکان، با قوّت زياد بدمند و کم‌کم اضلاع و جُدرانِ صدر را با ثقل زيادي که دارد مرتفع نموده، ملتفت آن باشند که ريه، مُنخَرق نگردد.

به وساطت تنفّس مصنوعي صرف بايد، با وجود فقدان علايم حيويّه، در علاج غريق کوشيده و متوالياً بدون خوف و تأمّل، همين حرکات را بدون اختلال و انقطاع معمول دارند و سلامتي آن را متعلّق به کثرت حوصلة طبيب دانند و به وساطت استدامة عمل، رجعت آثار حيات را تحريک نمايند.

همين‌که اندک حرکت و قُشعريره و نوسان جزئي سينه، رجعت زندگي را معيّن نمود، به گرم کردن مريض به دستور سابق مشغول شده، ولي تا چند دقيقه نيز تنفّس مصنوعي را معمول دارند.

 

اختناق از گازهاي عَفِنة چراغ و زغال و هواي فاسد و تخمُّر الکلي و غيره

در اين قسم اختناقات مريض را در هواي آزاد قرار داده و سرش را بلند کرده و لباس او را کنده، به تمام بدن او مالش خشک يا با موادّ معطّره بدهند، و به روي صورت و بدنش با کوزه‌اي، رشِّ آب سرد نمايند و پاها و دست‌ها را در کمال قوّت مالش دهند و تحريک تنفّس را به طريق سابق معمول دارند و اگر مريض ميل به قي کردن دارد، درون حلق را با پَر، تحريک نمايند و امالة نمک يا سرکه به وي کنند و سرکه و آمانياک به دماغش گيرند.

کليّةً اختناق از زغال و گاز چراغ به‌تدريج حاصل شود، ولي اگر مريض در مَبرز و مَبال يا چاه آن افتد، اختناق فوراً بروز کند و به ‌زودي مرگ وي دررسد و لهذا بايد ابتداء قبل از تغيير لباس، آب کلردار و يا کلر خالص يا سرکه و يا سرکة مخلوط با آب ژاول را به استنشاق مريض درآورند و بدين واسطه ايدرُژن سولفوره را که عامل مخصوص مسموميّت است، خنثي کنند. همين‌که قدرت بلع به هم رسانيد، قدري آب با سرکه مخلوط کرده، به وي بخورانند و آب «لابارّاک»[4] به لباس و اطاقش پاشند و پس از آنکه تنفّس برقرار شد، مريض را در رخت‌خواب بسيار گرم بخوابانند و تا مدّتي چنين وسايل را به‌کار برند؛ چه رجعت حيات مختنقين را تا پس از چند ساعت هم ملاحظه کرده‌اند.

 

اختناق به وساطت حرارت

مُختُنَق را در محل خنکي برده و مجاور هواي آزاد نموده، لباس او را درآورده، براي آنکه ميل خون را به پاها بياورند، ساق و ماهيچه و قوزک را به قوّت مالش دهند و تتمّة علاج را مانند اختناق از زغال معمول دارند.

 

اختناق به وساطت برودت

فوراً مريض را در جاي گرم برند، بلکه کم‌کم به اعانت مالش بدن، اوّلاً با آب سرد و بعد با آب نيم‌گرم و خورده خورده با آب گرم‌تر، او را گرم کنند و مطبوخ معطّري مانند نعناع و زيرفون و قهوة رقيق و گرم تجويز نمايند.

 

 

بر حسب امر جناب مستطاب، جالينوس زمان، فيلسوف دوران،

آقاي دکتر ميرزا عليخان ناصر الحکماء ـ دام إقباله العالي ـ

تحرير شد در دارالخلافة طهران ـ صانها الله عن آفات الدوران ـ

به يد حقير مسکين، زين‌العابدين المحلاتي،

در شب نيمة ماه شعبان، عيد ولادت حضرت امام زمان

عجّل الله فرجه و سهّل الله مخرجه

من شهور سنة 1315 خمسة عشر و ثلث مِأئة و الف من الهجرة النبوية المصطفويّة

 


1. در متن اصلی کتاب، «دغدقه» نوشته شده است. (م)

1. تفمُّم: دهان به دهان گذاردن

2. حيويّه: حياتي

1. آب لابارّاك كه ضدّعفوني است، مطابق نسخه ذيل بايد ساخته شود: كلرور دوشو خشك يك جزء، كربنات دوسديوم متبلور دو جزء، آب چهل و پنج جزء. كلرور دوشو را در سي جزء آب سرد و كربنات دوسديوم را در 15 جزء آب حل كرده و هر دو را علي‌حدّه صاف كرده و بعد با هم مخلوط كرده، بگذارند رسوب نمايد.

محمد حمزه

محمد حمزه

E-mail: آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید
مطالب بیشتری که در این بخش خواهید یافت: « هوا‌ و تنفس سوختگي »
Login to post comments

دکتر محسن ناصری

دکتر محسن ناصری
پزشک و متخصص فارماکولوژی

استاد طب سنتی ایران

عضو هیئت علمی دانشگاه

تلفن مطب:  22865212

روزهای یکشنبه و چهارشنبه از ساعت 16 تا 20

خ شریعتی- بالاتر از حسینیه ارشاد- خ قبا

تلفن پیک دارو بعد از ویزیت:   09109104047