دوشنبه ، 11 بهمن 1389 ، 07:18

تدبير حركت و سكون

نوشته شده بوسیله محمد حمزه
به این مطلب رای دهید
(0 رای)

فصل سوم

در بيان ضرورت و تدبير حركت و سكون بدني كه سوم ستة ضروريه است

و حركت عبارت از خروج ماده است از قوه به سوي فعل و سكون عبارت از باقي ماندن ماده است در حالت قوّه‌گی خود و يا بالفعليّت خود.

بدان‌که بقاء بدن بدون غذا محال است چنانکه در مأكول بيان شد و غذائي كه تمامي آن جزو عضو گردد يافت نمي‌شود بلكه باقي مي‌ماند از آن غذا در هضمي از هضوم چيزي غير از فضولی[1] كه طبيعت به بول و براز و عرق و آب بيني دفع مي‌كند و طبيعت به سبب عدم اهتمام به او به علت كمي، متوجه دفع نمي‌گردد و اين قدرِ قليل هرگاه بماند به مرور ايام و طول زمان مجتمع مي‌‌گردد و در اين هنگام ضرر مي‌رساند به بدن به كيفيت خود، به آنكه گرم مي‌گرداند بدن را اگر گرم باشد و يا سرد مي‌گرداند بدن را[2] اگر سرد باشد و يا به سبب اطفاء حرارت غريزيه ضرر مي‌رساند يا از راه زيادتي مقدار، سبب سدّه و گراني بدن و باعث امراض مزاجيه مانند سوءمزاج حارّ و بارد و ترکیبيّه مانند سدّه و استرخاء و تشنج امتلائي و غيره می‌شود[3].

پس بنابر اين مقدمات، اين فضول را بايد اخراج نمود تا از شرّش ايمن شوند و اخراج اين فضول به ادوية مسهله مناسب نيست به جهت اين كه اكثر اينها خالي از سميّت نيستند و غير سميّة مليّنة آن نيز البته مخالفت با طبيعت دارد و طبيعت از آن متنفر است. ممكن است كه به تبعیت خلط فاسد، صالح را که به كار بدن مي‌آيد و حامل روح است نيز دفع گردد لهذا ابوالطب بقراط گفته كه دوا تنقية بدن مي‌نمايد اما ضرر نيز مي‌رساند.

پس بنابراين این بقاياي از هر هضم كه به مرور ايام، قدري به هم رسانيده مضرند، خواه واگذارند خواه به دوا دفع نمايند و حركت قوي نيز[4] سببي است در منعِ وضعِ اين فضلات؛ زيرا كه از گرمي حادث از حركت، فضلات رقيق و گداخته و به عرق دفع مي‌شوند و در طول زمان چيزي كه او را قدري باشد جمع نمي‌گردد كه باعث ثقل و فساد و تعفن و امراض گردد و به سبب دفع آنها در بدن خفت و راحت دست مي‌دهد و خوردن غذا و قوة هاضمه قوي مي‌‌گردد و نيز به سبب تحليل رطوبات فضلیه مرخيه، صلابت در اعصاب و اوتار و رباطات و عضلات و مفاصل به هم مي‌رسد و بدان جهت محفوظ مي‌ماند بدن از جميع امراض ماديه و اكثر امراض مزاجية حادثه از اجتماع آن فضول اندك اندك به سبب استعمال رياضت و به طريق اعتدال در هنگام لايق و حد و مقدار لايق و ساير تدابير از اسباب ستة ضروريه مستعمله با آن، که به طريق صواب باشد زيرا كه اگر به حد اعتدال و به طريق صواب[5] نباشد آن چه تحليل مي‌یابد[6] از آن به سبب رياضت، بدل آن،[7] خلط دیگر مانند آن و يا بدتر از آن از سوء تدبير به‌هم مي‌رسد.

و بهترين اوقات رياضت، بعد از انحدار غذا از معده و كامل شدن هضم معدي است و نقاء بدن از فضولات غذائيه و خلطيه است مانند براز و بول. و استعمال رياضت بعد از غذا بد است و اگر ضرورتي داعي شود بايد كه به قدر انحدار غذا از فم معده صبر كند چه رياضت پيش از هضم، نفوذ غذای خام به اعضاء مي‌نمايد و باعث سدّه مي‌گردد و رياضت حين خلاء معده نيز بد است و مضر است چنانچه شيخ‌الرئيس گفته: «رياضت بر امتلاء بهتر از رياضت بر خلاء معده است». و استاد بقراط گفته: «هرگاه انسان گرسنه باشد سزاوار نيست كه تعبي و رياضتي بكشد[8] چه بدن در حالت[9] گرسنگي محتاج است به غذا و حركت نيز تحليل آنچه در بدن است مي‌كند».

و در رياضت، مناسبت[10] حال مرتاض و اعتدال حال و وقت از حيثيّت فصل و بلد شرط است. حالِ مرتاض آنكه بايد مرطوب حارالمزاج و يا باردالمزاج باشد و يابس‌البدن محرورالمزاج را مضر است خصوص كه مُتعِب باشد كه اجتناب از رياضت مُتعِبه واجب و لازم است جهت اينكه باعث حدوث امراض است و فصل و هنگام معتدل، آن است كه در ربيع قريب به ظهر و در صيف اول روز و در شتا آخر روز.

و رياضت معتدل كه تقويت اعضاء و حرارت غريزي مي‌كند آن است كه سرخ و برآمده گردد در او بشره و شروع در نفس زدن و عرق كند و هرگاه نفس زدن و سيلان عرق به افراط رسد البته قطع نمايد كه موجب ضعف حرارت غريزي مي‌گردد و اگر مزاج ضعيف و اخلاط در بدن او لطيف باشد بايد كه البته از رياضت قوي احتراز نمايد كه موجب ذبول و لاغري در بدن است.

 

[اقسام ریاضت]

بدان‌که رياضت بر دو قسم است: يكي عام كه نفع او به تمامي بدن برسد و يكي خاص كه نفع او مخصوص عضوي از اعضاء باشد. اما انواع رياضت عام بسيار است اگر تمامي آن را خواهد ذكر كند اين مختصر رساله را گنجايش آن نيست وليك به جهت تمامي رساله قدري ذكر مي‌نمايد.

[ریاضت عام]: از جمله رياضت شاملة عامة جميع بدن و اعضاء ورزشِ مصارعت يعني كشتي‌گیري است و دويدن و رَكض يعني اسب تاختن و پياده روي به آهستگي كه جميع اينها باعث تحريك جميع بدن و اعضاء است و اثر آن به جميع بدن مي‌رسد و ناقهین را نافع است به سبب تحليل بقاياي امراض ايشان و انهاض و انعاش حرارت و همچنين نيزه‌بازي و شمشيربازي و تير انداختن و چوگان تاختن[11] از جملة رياضات قوية سريعة بدنيه و نفساينه‌اند به سبب آنکه گاه به غلبه بر معارض، تفرّح و سرور مي‌آید[12] و گاه به سبب مقهوري از او به غضب درمي‌آيد و خوف مي‌نمايد و اين هر دو باعث تقويت نفس و حركت روح و زيادتي ذكاء و فهم است.

و از جملة رياضتهاي عام، سواري کشتی است و به جهت بيماران و اكثر امراض مزمنه مثل جذام و استسقاء نافع است به سبب اختلاف حالات نفس از فرح و فزع. اگر نزديك به شطّ است و ساحل را به نظر دارد فرح و سرور مي‌‌نمايد به وصول بدان و اگر در لجّة آن است و خوف از غرق دارد فزع مي‌نمايد. چون به هيجان و تموّج آيد غثیان و قي بر او طاري گردد. كل اينها دليل انقلاع ماده و اخراج فضول است و تحليل آن.

امّا رياضت خاص: كه نفع او مخصوص به عضوي از اعضاء است، اين است: رياضت دست، برداشتن چيزهاي سنگين و كشيدن كمان سخت و بازي به گوي و چوگان و امثال اينها و رياضت پا، راه رفتن و رياضت دماغ، فكر در مسائل و حفظ مطالب [است و] هر كه استكثار نمايد در حفظ، قوّت حافظه او قوي مي‌گردد و رياضت سينه و حنجره، خواندن به آواز بلند است ولكن بايد که ابتدا از[13] اخفاء و حضیض[14] شروع نمايد و به تدريج به جهر و اوج برود و بسيار بلند نخواند كه باعث[15] ايذاء گردد.

و رياضت چشم، خواندن [و] مداومت ملاحظه و نگاه به خطهاي باريك و خفي و جلي و صور جميلة مليحه و رياضت گوش، شنيدن آوازهاي خفي و گاهي كه ماده غليظ باشد آوازهاي عظيم و در[16] دندان، خائيدن چيزهاي صلب و رياضت شانه و پشت، برداشتن اشياء ثقليه.

و ببايد دانست كه آن چه از انواع رياضت اعضاء بيان نمود اگر به اعتدال باشد[17] تلطيف مادة آن عضو[18] و فضول او مي‌كند و باعث تقويت آن عضو مي‌گردد و نهايت بايد كه رعايت تدريج نيز نمايند كه يك دفعه متوجه شديد نگردند مثلاً در رياضت چشم بايد اولاً متوجه دیدن[19] نوشته‌هاي بسيار باريك نشود و همچنين در گوش اولاً متوجه شنيدن صداي عنيف نگردد.

اما رياضت زارعان و حمّالان و ملّاحان و آهنگران و ساير اهل حرفه و صنايع هر یک[20] به نحوي خاص مشغول رياضت هستند و آن رياضت چون عادت به جهت آنها شده است[21] متضرر نمي‌گردند به جهت كثرت مواد در ابدان ايشان و چون ترك نمايند و دست از عادت مقررة خود بردارند آن هنگام متضرر مي‌گردند.

 

[مالش]

و از جمله انواع رياضت مشهوره ماليدن اعضاء است به دست یا به[22] پارچه خشني يا صوفي و از براي او چند فائده است:

اول: تحليل بردن مادة غليظة چسبنده به عضو چنانچه از براي سدّة روده و معده، روي شكم را مي‌مالند.

دوم: تحليل بردن باد يا نفخي كه در عضوي باشد.

سوم: جذب كردن ماده از بالا به[23] پايين.

چهارم: رسانيدن اثر و نفع روغنها به اعضاء.

پنجم: بزرگ شدن[24] عضوي كه كوچك باشد.

 

[اقسام مالش]

و ماليدن چند قسم است كه از براي هر يك اسمي است:

اول خشن: كه به دست با پارچه خشني مالند كه به سبب جذب خون به ظاهر باعث سرخي و فربهي بدن مي‌شود.

ديگر املس: كه ضد خشن است باعث فربهي مي‌شود.

ديگر صلب: كه به قوّت بمالند و اين تقويت عضو مي‌كند.

ديگر نرم: است كه ضد صلب و باعث سستي عضو مي‌گردد.

و ديگر كثير: يعني بسيار و اين باعث لاغري مي‌شود.

و ديگر معتدل: كه باعث چاقي مي‌شود.

و دو نوع ديگر هست كه وقت يكي پيش از رياضت و ديگري بعد از رياضت. اول را دلك استعداد[25] نامند چه ماده را مستعد دفع مي‌كند و دوم را دلك استرداد نامند كه[26] فائده او اين است كه قوّت را به حال خود برگرداند كه باعث ماندگي نشود.


 

 


. ب: فضول[1]

. ب: - بدن را[2]

. ب: شود[3]

. ب: + به[4]

. ب: ثواب[5]

. ب: می‌باید[6]

. ب: + خلط[7]

. ب: بکشند[8]

. ب: حال[9]

. ب: مناسب[10]

. ب: باختن[11]

. ب: می‌نماید[12]

. ب: از که ابتدا[13]

. الف: حظیظ[14]

. ب: مورث[15]

. ب: از[16]

. ب: - باشد[17]

. ب: - عضو[18]

. ب: - دیدن[19]

. ب: - هر یک[20]

. ب: - است[21]

. ب: - به[22]

. ب: و[23]

. الف: - شدن[24]

. ب: استعدادی[25]

. الف: چه[26]

محمد حمزه

محمد حمزه

E-mail: آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید
مطالب بیشتری که در این بخش خواهید یافت: تدبير مأكول و مشروب »
Login to post comments

دکتر محسن ناصری

دکتر محسن ناصری
پزشک و متخصص فارماکولوژی

استاد طب سنتی ایران

عضو هیئت علمی دانشگاه

تلفن مطب:  22865212

روزهای یکشنبه و چهارشنبه از ساعت 16 تا 20

خ شریعتی- بالاتر از حسینیه ارشاد- خ قبا

تلفن پیک دارو بعد از ویزیت:   09109104047