جمعه ، 20 اسفند 1389 ، 16:08

s3

نوشته شده بوسیله محمد حمزه
به این مطلب رای دهید
(0 رای)

در منافع و مضارّ او از حکما و اطبّای کبار

 

ديسقوريدوس از سيطرانجيس[1] نقل می‌کند که او هرگز افيون در علاج رمد و درد گوش استعمال نمی‌کرد، زيرا که زعم او اين بود که در اکتحال اضعاف لازم آيد[2]، و در گوش کردن مُسبِت است. و آورده است که اندروس در جمع العقاقير[3]، زعم او اين است که اگر نه آن بود که افيون از غشّ خالی نمی‌باشد البتّه سبب عمی ‌شود[4] کسانی را که به او اکتحال می‌کنند. و همچنين حکايت می‌کند[5] از ديگری که او زعم کرده است که افيون خالص، همین رايحه تنها منتفعٌ‌به[6] می‌شود که تنويم می‌کند و امّا هر چه غير اين است، افيون در آن ضارّ است.

حقير می‌گويد که اين زعم از قبيل زعم[7] مردم زمان ما است که با وجود چندين منافع، که از عهدة احصاء[8] بيرون نمی‌توان آمد، می‌گويند که در او غير مضرّت نيست، و گاه باشد که مخصوص سازند و گويند که جهت نزله مفيد است و در ديگر چيزها مفيد نيست[9].

ديسقوريدوس به عمر خويش سوگند خورده است که اينها غلط کرده‌اند و مخالفت نموده آنچه آن را تجارب به صحّت رسانيده و نيز می‌گويد هرگاه مقدار کَرسَنه تناول کنند تمامی اوجاع ساکن گرداند و خواب آورد و نضج مواد دهد.

حقير گويد[10] که بيان اين، آن است که نضج عبارت از تهيیء قوام مادّه است از جهت دفع، و آن به ترقيقِ غليظ و تغليظِ رقيق حاصل شود[11]، و افيون موادّ رقيق را که به واسطة رقّت در جرمِ اعضا متشرّب می‌شود، تغليظ می‌کند به مرتبه[ای] که قوام، معتدل می‌گردد و اندفاع اسهل[12] می‌شود. و دور نيست که موادّ غليظه، به واسطة حرارتی که او را بالعرض می‌باشد، تلطيف کند و به واسطة تقويتی که دل و روح را می‌کند، قادر شود طبيعت و بر نضج موادّ، او را قدرت حاصل شود[13] و اين معنی مجرّب است و از برای سرفة کهن نفع تمام دارد. حقير می‌گويد: منشأ نفع او سرفه را، چند چيز بود: يکی منع مادّة نازل از دماغ يا نازل[14] از هر عضو که باشد چون مادّه به سينه ريزد چه در اين حال[15] سعال را اصلی نماند و زايل شود[16]، و يکی ديگر تحليل مادّه‌های منصب، ديگر تقويت قوّت در دفع مادّه، ديگر نضج مادّه[17] جهت سهولت اندفاع.

و تقيّد <به>[18] سعال مزمن، جهت آن است که دفعِ مرضِ مزمن، اصعب است، هرگاه که دفع مزمن کند، دفع غير مزمن به طریق اولی خواهد بود[19]. ديگر اِزمان سعال اکثر به سبب نزلات دماغی است و از برای دفع موادّ نازله، افيون آيتی[20] عجيب است و هيچ دوا در اين امر با وی مساوی[21] و مشارک نيست. و اکثر ازمان به واسطة غلظت و برودت باشد[22] با ديگر اسباب نظير اين[23]، و نفع افيون در آنچه مذکور شد ظاهر است[24].

و اگر مقدار بسيار از افيون تناول کنند خوابِ سخت مستغرق احداث کند، مثل خوابِ کسانی که ايشان را لِيثَرغُس باشد و آن، سرسامِ باردِ بلغمی است و لازم او سُبات و نسيان است[25].

ديگر آنکه اگر افيون با روغن گل سرخ بياميزند و سر را بدان تدهين کنند، صداع را فايده دهد[26]. حقير گويد که فايدة مَزج او به روغن گل سرخ[27]، آن است که با وجودِ لبث در مسامِ جلدِ سر، و قوّت تأثير لبث تقويتی که در ورد است[28] که به واسطة آن، دماغ دفع مواد از خود کند و عطريّتی که در گل است، مقوّیِ روح است و به سبب تقويت روح، قوای دماغی قوّت گيرد و دهنيّتی که در روغن است موجب کسر حدّت مادة مصدّعه[29] و کسر يبوستِ افيون شود.

ديگر اگر با روغن بادام شيرين و زعفران و مُرّ خلط کنند < و در گوش تقطیر کنند شایسته و نافع باشد دردهای گوش را، و هرگاه که با زردة تخم مرغ بریان کرده و زعفران خلط کنند>[30] از برای حمره و خراجات نافع باشد[31]، و اگر با زعفران و شير دختران مزج دهند جهت نقرس مفيد باشد.

ديگر آن که اگر فتيله از آن در منفذ گوش[32] نهند خواب آرَد.

بغدادی گويد: افيون جهت رمد حارّ استعمال کنند و جهت تسکين اَلَم، و گاهی که بر قروح نهند، نفع کند و به تجفيفی که دارد[33] حبس اسهال کند و يک شربت از دو دانگ در نگذرانند و به فلفل و دارچينی اصلاح کنند، و سعال حارّ مزمن را نفع[34] کند، و[35] تقييد به حارّ موجب استبعاد نيست چه ما آنچه رفع استبعاد کند پيش از آن ذکر کرديم[36].

شيخ‌الرّئيس آورده که افيون تجفيف قروح کند و او از قبيل چيزهايي است که باطل کند[37] فهم و ذهن را و اگر بی جندبيدستر خورند هضم را باطل کند < و امّا صداع مزمن را تسکین دهد و موجب راحت شود و بسیاری از اوایل تجویز نکرده‌اند که در رمد آن را استعمال کنند به واسطة آنکه بصر را مضرّت می‌رساند>[38]، و بسيار هست که معده به واسطة او مندبغ شود يعنی دباغت يابد و از[39] اجزای او مجتمع شود و اين به واسطة حالتی است که مسترخی شده باشد[40] و از برای سحج و قروح امعا مفيد است و افيون می‌کُشد به اجماد قوی[41] و ترياقش جندبيدستر است. < بغدادی گفته که شرب آن هضم و فهم را ابطال می‌کند و از برای این مصلح او جندبیدستر است>[42].

حقير گويد: اگر مراد او از اين اشاره به اصلاح هضم است، پس همان قول رئيس است و اگر چيزی ديگر در او است، تأمّلی هست در اينکه جندبيدستر اصلاحِ ابطالِ فهم می‌کند، فتأمّل. در خواصّ از مهراریس نقل می‌کنند که افيون را اگر به سرکه حل کنند و بينی خر را به آن مالند آب از چشم او چون اشک در آيد و فرياد کند[43].

شيخ‌الرّئيس گويد: شربتی از افيون يک عدسة کبيره است و گفته‌اند که يک عدس است و از دو دانگ نگذرانند.

صاحب اختيارات آورده که بر اورام حارّه طلا کردن سود دارد و مضرّت‌های او چنانچه بر آن اتفاق دارند ابطال فهم و هضم[44] است. و از جمله مضرّت‌های او سمّيت است، چه دو درم او قاتل است[45] اصلاح او به فلفل و دارچينی و فرفيون و جندبيدستر است، بعد از آن قی و حقنه و شرابِ کهنة بسيار، بعد از آن حمام، بعد از حمام آش‌های چرب.

صاحب تقويم گويد: مصلح او عود هندی است يا عود وَج يعنی اگير ترکی.

تنبيه:

بدل افيون به قول جمهور[46] بزرالبنج است، بعضی تردّد کرده‌اند ميان او و دو برابر او تخم لفاح، يا پوست ريش‌ها يا عصارة او، و مراد از او بزرالبنج سفيد است چه[47]، سياه از سمومی است که برای منافع استعمال[48] می‌شود، و بعد از اين آورده که بعضی گفته‌اند که بدل او، مثل او تخم لفاح است يا قشر عروق او يا عصارة اصل او.

و بعضی گفته‌اند بدل آن تودری سفيد است مثل او، و هم وزن او عصارة لحيه‌التيس در حبس‌الدم، و از ادوية[49] حبس‌الدم بدل او طباشير و طين[50] مختوم و کافور و کهربا <است>[51].

و سمرقندی آورده است که بدل افيون ضعف آن يبروح است.

سنجری[52] گفته: بدل آن سه برابر آن بزرالبنج است، يا مثل آن تخم لفاح، يا عصارة يبروح است.

و در کلام شيخ‌الرّئيس آمده که بدل او سه ضعف او بزرالبنج است و ضعف آن تخم لفاح، و ضعف را بر مثل اطلاق می‌کنند و بر مثلين نيز[53]، و از سه ضعف او مراد سه مثل است، نه سه دو مثل، پس غالب آن است که مراد او از ضعف، مثل خواهد بود. اختلافی که در ضعف و مثل افتاده است همانا منشأ چنين عبارت است[54].

 


[1]. ل و آ: ارسطاطالیس

[2]. ل و آ: اوست

[3]. ل: اندراوس جماعه عقاقیون؛ آ: اندراوس اجماع عقاقیر

[4]. ل: + و

[5]. ل و آ: می‌کنند

[6]. ل: - به

[7]. ل و آ: - از قبيل زعم

[8]. ل: + و استصقا

[9]. ل و آ: بی‌نفع است

[10]. ل: کاتب گوید

[11]. ل: میسّر است

[12]. ل: او سهل

[13]. ل و آ: به واسطة تقویتی که دل و روح را میکند قدرت بر نضج موادّ او را حاصل می‌شود

[14]. ل و آ: سائل

[15]. ل و آ: - چه در اين حال

[16]. ل و آ: - زايل شود

[17]. ل و آ: - ديگر نضج مادّه

[18]. ل و آ

[19]. ل و آ: غیر مزمن را به طریق اولی دفع خواهد کرد

[20]. ل: آتیتی

[21]. ل و آ: مشابه

[22]. ل و آ: - باشد

[23]. ل و آ: + باشد

[24]. ل و آ: نفع افیون و آن نیز از آنچه گذشت و مذکور شد ظاهر است

[25]. ل و آ: + بعد از این خواب گران خواب گرانی که بیداری از آن خواب صباح محشر خواهد بود عارض می‌شود

[26]. ل و آ: مفید افتد

[27]. ل و آ: - سرخ

[28]. ل و آ: تقویتی که درو داشت

[29]. ل: مصدعیه

[30]. ل و آ

[31]. ل و آ: + ظاهر آن است که مراد از جراحات به خای معجم است نه جیم

[32]. ل و آ: اندرون مقعد

[33]. ل و آ: نفع کند به تجفیفی که دارد و

[34]. ل: دفع

[35]. ل: حقیر گوید

[36]. ل و آ: تقیید به حارّ از آن است که استبعاد نموده که در امراض یازده نفع کند و ما پیش از آنکه دفع استبعاد کنند ذکر کردیم.

[37] ل و آ: و از این قبیل چیزهاست که ابطال کند.

[38]. ل و آ

[39]. ل: - از

[40]. ل و آ: و این در حالی است که به واسطة حرارت و رطوبت مسترخی شده باشد و در غالب احوال هرگاه که تنها بی جندبیدستر استعمال کنند ابطال کند هضم را یا ناقص کند بسیار دیگر حبس میکند اسهال را

[41]. ل و آ: یا خمار قوی

[42]. ل و آ

[43]. ل و آ: در چشم او اشک درآید و فریاد کند.

[44]. ل: هضم و فهم

[45]. الف: + بايد که

[46]. ل و آ: سه وزن او

[47]. ل: جهت آنکه

[48]. ل و آ: مستعمل

[49]. ل و آ: معتد به در

[50]. ل: گِل

[51]. ل و آ: است

[52]. ل: - سنجری

[53]. ل و آ:+ اطلاق می‌کنند

[54]. ل و آ: منشأ در اینچنین عبارتی است.

محمد حمزه

محمد حمزه

E-mail: آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید
مطالب بیشتری که در این بخش خواهید یافت: « s1 s7 »
Login to post comments

دکتر محسن ناصری

دکتر محسن ناصری
پزشک و متخصص فارماکولوژی

استاد طب سنتی ایران

عضو هیئت علمی دانشگاه

تلفن مطب:  22865212

روزهای یکشنبه و چهارشنبه از ساعت 16 تا 20

خ شریعتی- بالاتر از حسینیه ارشاد- خ قبا

تلفن پیک دارو بعد از ویزیت:   09109104047