كاسني گياه طبي

كاسني گياه طبي

آنقدر براي بدن انسان سودمند میباشد كه به تنهايي قادر است سلامت نسل بشر را تامين كند.

كبد يكي از اعضای رئيسه بدن و يكي از شريف‌ترين آن‌ها است. زيرا به منزله لابراتوار عظيمي  است كه طبق آخرين اطلاعات علمي متخصصين فن در حدود هفتاد عمل مختلف انجام می‌دهد. به احتمال نزديك به يقين و تقريب كافي می‌توان گفت كه اگر كبد كسي سالم باشد بدنش نيز سالم و اگر كبد عليل و ناسالم باشد بدن او دچار اختلالات و بيماري‌هاي گوناگون خواهد گرديد. اينكه گفتيم احتمال نزديك به يقين، براي اين است كه اعضای بدن چنان به يكديگر پيوسته و مربوطند و به قدري از يكديگر تاثير پذيرند كه اگر لطمه‌ای  به يك عضو بخورد، اعضای ديگر از آن بي نصيب نمانده و در نتيجه مجموعه بدن كه حكم واحد را دارد دچار آسيب خواهد شد. مثلا اگر اختلالي در عمل غده فوق كليوي مشاهد شود، انعكاس نامطلوبش در ساير اعضا و همه بدن ظاهر شده ،لطمه به سلامت آدمي می‌زند. ولي در بين اعضای مختلف بدن كبد از همه مهم‌تر است.

يكي از وظايف كبد قندسازي است. هر ماده قندي و به طور كلي هر ماده  نشاسته‌ای پس از تناول و هضم در معده، به صورت گلوكز كه يك نوع قند طبيعي است درآمده و به همين صورت جذب كبد می‌شود. در كبد ابتدا به صورت گليكوژن كه يك نوع ماده نشاسته‌ای است در می‌آيد  و در سلول‌هاي كبد ذخيره می‌شود  و آنگاه اين گليكوژن كم كم و بر حسب احتياج بدن، مجددا تبديل به گلوكز شده و داخل خون گرديده و به همه اعضای بدن رفته و در سلول‌ها سوخته می‌شود. پس از يك سلسله فعل و انفعالات مفصل شيميايي و تبديل تدريجي به  يك عده فوق‌العاده زياد اجسام واسطه، سرانجام مبدل به گاز كربنيك و بخار آب می‌شود كه از بدن خارج می‌گردند. از اين فعل و انفعالات متوالي و به عبارت ديگر از سوختن قند در بدن، حرارت غريزي به وجود می‌آيد.

مقدار مواد قندي كه انسان در شبانه روز می‌خورد بر حسب غذاهاي مختلف متغير است، ولي ميزان گلوكز در خون ثابت و در حدود 1 در 1000 می‌باشد، يعني در هر كيلوگرم خون يك گرم گلوكز موجود است. علت اين امر اين است كه اگر كسي در خوردن مواد قندي افراط كند، كبد آن را به صورت گليكوژن ذخيره كرده و  اجازه نمی‌دهد بيش از مقدار لازم داخل خون شود. به طوري كه همان نسبت 1 در 1000 گلوكز در خون ثابت خواهد ماند. و اگر كسي كم‌تر از ميزان احتياج، مواد قندي تناول نمايد، كبد مقداري از گليكوژن ذخيره خود را تبديل به گلوكز كرده و داخل خون می‌كند، و باز نسبت گلوكز در خون 1 در 1000 باقي می‌ماند.ولي بايد دانست كه اگر افراط در خوردن مواد قندي به مدت طولاني ادامه يابد كم كم زماني می‌رسد كه كبد از تبديل گلوكز به گليكوژن عاجز شده و مقدار زيادي گلوكز را عينا داخل خون كرده و معيار قند خون بيش از 1 در1000 می‌گردد. از اينجا است كه اختلالاتي در اعضای بدن بروز می‌كند. اين اختلالات ابتدا موقتي است و با اصلاح رژيم غذايي برطرف می‌شود، ولي با ادامه افراط به مدت طولاني‌تر، اختلالات و عوارض پايدار و شديدتر توليد شده و ايجاد ناراحتي‌هايي در شخص می‌كند كه ناچار است براي درمان به پزشك مراجعه نمايد.  مهم‌ترين علايم اين اختلالات عبارتند از:

خشكي لب و دهان و گلو و پوست بدن، تيرگي رنگ رخسار، بي اشتهايي، سردرد، سرگيجه، خارش‌هاي جلدي، ايجاد بثورات و جوش در پوست صورت و بدن، پيدايش دمل‌هاي متعدد در نقاط مختلف بدن، بي خوابي، يبوست مزاج، حساسيت و عصبانيت و تند خويي، كمي حافظه، ريزش موي سر، احساس خستگي و كوفتگي بدن، سستي و خونريزي لثه‌ها، رعاف1، كهير، كم خوني، بيحسي و كرختي دست و پا و غيره و غيره، ولي بايد دانست كه همه اين علايم در يك بيمار و در يك دفعه پيدا نمی‌شود، بلكه به تفاوت، بعضي از اين اختلالات در بعضي اشخاص بروز می‌نمايد و هر چه شدت اختلالات كبدي بيشتر باشد تعداد اين عوارض و شدت آن‌ها بيشتر خواهد بود.

خون اين قبيل اشخاص مملو از فضولاتي است كه از احتراق ناقص قند پيدا می‌شود، از قبيل اسيد دياستيك، اسيدبتا اكسي بوتيريك آستون، اسيد دي اگزالاستيك و غيره و غيره كه هر كدام به منزله سمي محسوب شده و باعث اختلالات گوناگون در اعضای مختلف بدن می‌شوند. ضمنا به عللي كه شرحش از حوصله اين مقاله خارج است ابتدا كلسترول و سپس كلسيم موجود در خون و مايعات بدن در بافت‌ها و رگ‌ها و مجاري داخلي بدن كه مانند شاخه‌هاي بسيار ريزي در كبد و طحال و كليه و ساير احشا بدن پراكنده‌اند رسوب پيدا كرده و آن‌ها را تنگ و نيمه مسدود نموده و مانع دفع فضولات از اين اعضا می‌گردند، ترا كم اين فضولات باعث بزرگ و حجيم شدن احشا مزبور می‌شود.

اگر وريد بازوي اين قبيل بيماران را شكافته و قدري خون خارج نماييم خواهيم ديد كه خون غليظ و سياه است و گاهي به زحمت از رگ خارج می‌شود، و در اصطلاح پزشكان قديم می‌گويند خون كثيف است، كثيف بودن خون به دو معني است، يكي غليظ و سنگين بودن آن چنان‌كه در فيزيك كلمه (تكاثف نسبي) یا (كثافت نسبي) به اين معني است كه مايعي در حجم معين سنگين‌تر از مايع ديگر است، و معني ديگر كثيف بودن خون اين است كه، داراي فضولات می‌باشد و اين فضولات چنان‌كه گفتيم از احتراق ناقص مواد غذايي در بدن پيدا شده و سمّيت دارند و بايد از بدن خارج شوند.

در افراد يك جامعه از زن و مرد و پير و جوان به علت عدم رعايت در بهداشت و تغذيه و توجه نداشتن به تعادلي كه بايد در مقدار و نوع غذاهاي مصرفي روزانه موجود باشد و افراط در مصرف مواد قندي و بعضي مواد ديگر، كم و بيش به اين عوارض دچار می‌شوند، مخصوصاً در فصل زمستان به واسطه كمي مصرف ميوه‌ها و سبزي‌ها و ازدياد تناول شيريني و چربي و گوشت و تخم مرغ اين اختلالات بيشتر بروز كرده و در اوايل فصل بهار به حد شدت خود می‌رسد، اگر اين بيماران به زودي در صدد درمان خود كه در ابتدا خيلي سهل و ساده است برنيايند و اختلالات آن‌ها ادامه پيدا كند، عده اي مبتلا به مرض قند (ديابت) خواهند شد كه تصلب شرائين و ازدياد فشار  خون و گانگرن دست و پا و سكته‌هاي مغزي و قلبي و ده‌ها عوارض درمان‌ناپذير ديگر از آثار و عواقب بعدي آن به شمار می‌رود.

خلاصه اينكه وفور اين بيماري، مخصوصا حالات خفيف و قابل درمان آن، در اجتماعات بشري و در همه طبقات مردم به حدي است كه شايسته يك بررسي و تحقيق دقيق می‌باشد.

چون ازدياد قند خون در راس همه اين اختلالات قرار گرفته و سرچشمه همه عوارض محسوب می‌شود بنابراين پس از اصلاح رژيم غذايي و انجام ساير دستورات بهداشتي، اگر دارويي به كار برده شود كه قند خون پايين بيايد،  درمان اصولي و منطقي عمل شده است.

در طب امروز اين كار معمولا با انسولين انجام می‌شود كه براي درمان مرض قند تجويز می‌گردد، ولي انسولين را نمی‌توان در اين مورد به كار برد، زيرا در هر اجتماع شايد نيمي از مردم كم وبيش گرفتار حالات خفيف اين اختلالات هستند كه آن‌ها را در طب امروز (نيمه بيمار)گويند و نمی‌توان به نيمي از مردم هر روز انسولين تزريق كرد، علاوه بر اين انسولين فقط قند خون را پايين می‌آورد و نمی‌تواند ساير اختلالات مثلا انسداد مجاري داخلي بدن و غيره را رفع نمايد.

هيچ دارويي چه طبيعي و چه مصنوعي در جهان وجود ندارد كه به اندازه كاسني در رفع اختلالات و عوارض مزبور مفيد و موثر باشد.

كاسني در كتب غربي

اينك به ذكر منافع و فوايد كاسني طبق يك رشته تحقيقات دقيق علمي كه توسط پزشكان اروپا و متخصصين مربوطه به عمل آمده است می‌پردازيم:

1-   كاسني داراي انسولين طبيعي است (به كتاب ‌"درمان بيماري‌ها به وسيله گياهان طبي" تاليف دكتر فرانسوا دكو مراجعه شود) و بهترين عامل موثر براي پايين آوردن قند خون است.

2-   پرفسور شابرول و همكارانش ثابت كرده‌اند كه اگر جوشانده كاسني را به وريد حيوان تزريق كنيم پس از نيم ساعت حجم صفراي مترشحه دو الي چهار برابر می‌شود و هم‌چنين دفع صفرا را تسهيل می‌كند، بنابراين كاسني گياهي است كه به اصطلاح، مترشح و مدر صفرا می‌باشد.

3-   ابولاني به تجربه در روي حيوانات ثابت كرده است كه كاسني مقوي معده است و ترشح عصير1 معده را زياد و از اين راه باعث هضم غذا می‌شود. هم‌چنين ابولاني كاسني را در مبتلايان به مرض قند (ديابت) تجويز كرده و مشاهده كرده است كه قند خون به نسبت 19 الي 40 در 100 پايين می‌آيد.

4-   پرفسور پارتوريه متخصص بيماري‌هاي كبد ثابت كرده است كه كاسني خاصيت مدر بول  دارد و در مبتلايان به اختلال دفع پيشاب  به علت عارضه كبدي- كليوي (هپاتو- رنال) نتيجه رضايت‌بخش می‌دهد و دفع پيشاب را آسان می‌كند.

5-   هانري لكلرك معتقد است كه كاسني خاصيت ملين مسهلي دارد و علت آن تحريك حركات دودي روده‌ها (پريستا ليتيسم ) می‌باشد، علاوه بر اين معتقد است كه در بيماراني كه مبتلا به ازدياد صفرا در خون می‌باشند  بسيار سودمند است.

6-   دكتر فرانسوا دكو با مشاهدات دقيق باليني خود ثابت كرده است كه كساني كه به علت ازدياد فشار خون در وريد باب (يا مبتلايان به بيماري‌هاي قلب و عروق، يا مبتلايان به بيماري‌هاي كبد و كليه) مبتلا به كمي ترشح ادرار می‌شوند ،كاسني در آن‌ها بسيار مؤثر و سودمند است.

7-   كنت در كتاب "گياهاني كه درمان می‌كنند" می‌نويسد: "دم كرده كاسني در مبتلايان به انسداد روده‌ها و احشا نتايج رضايت بخش داده و به تدريج آن را درمان می‌كند". ديگران نيز اين مطلب را تاييد كرده‌اند.

8-     درومر معتقد است كه استعمال حقيقي كاسني به عنوان مقوي و اشتها‌آور است.

(به كتاب سلامت  و تغذيه به وسيله گياه‌ها مراجعه شود)

زندگي مدرن و سلامتي انسان

انسان در شرايط نامساعد زندگاني مدرن، تحت تاثير تعداد فوق‌العاده زيادي از ‌عوامل ضد بهداشت و زيان آور محيط زندگي قرار گرفته و دستخوش يك سلسله اختلالات  و عوارض و فرسودگي‌هاي اعضای داخلي بدن شده و تعداد  افرادي كه در اجتماعات كنوني مبتلا به انواع بيماري‌هاي مختلف از قبيل: سوءهاضمه، يبوست مزاج،  بيخوابي، ريزش موي سر، ضعف اعصاب، دردهاي عضلاني و مفصلي و عصبي، بيماري‌هاي قلب و عروق، و غيره و غيره می‌باشند  از حد و اندازه بيرون است. و نيز گفتيم با وجود مشكلات عديده‌ای كه در سر راه سالم‌سازي مردم و اعاده سلامتي و تندرستي وجود دارد مع‌هذا می‌توان با اجراي دستوراتي، سلامت مردم را بيمه كرد و از اين همه اختلالات بدني و ناراحتي‌ها نجات داد، مردم جهان از سپيده دم تمدن و طي قرون و اعصار به راهنمايي پزشكان دانشمند قديم به اين دستورات عمل می‌كردند و هميشه شادابي و سلامت خود را حفظ می‌نمودند.

پيدايش تمدن جديد و پيشرفت سريع علوم در قرون اخير باعث شد كه نهضت و انقلابي در جبهه همه دانش‌ها و از جمله دانش پزشكي پديدار شده و بسياري از اصول و موازين و قواعد و قوانين بسيار سودمند طب قديم متروك گرديد و در بوته فراموشي افتد، از سوي ديگر به علل و جهاتي يك سلسل تبليغات سوء بسيار قوي نسبت به هر چه كه رنگ قديمي دارد و مربوط به شئون زندگاني و علم و تمدن مردمان  قديم است در همه جاي جهان به عمل آمده و می‌آيد كه هدف آن گمراه كردن مردم از يك حقيقت بزرگ است. آن حقيقت بزرگ اين است كه  تمدن كنوني اروپا مستقيماً از تمدن قديم و مخصوصاً از تمدن ايران قديم گرفته شده و اساس همه علوم  امروزه بر مبناي تحقيقات علمي دانشمندان قديم بنيان‌گذاري شده است و منظوراز تبليغات سوئي كه مرتباً در جريان است اين است كه مردم جهان تصور كنند معلومات قدما در هر رشته از علوم عاطل و باطل بوده و اين اروپاييان هستند كه بنيان‌گذار تمدن فعلي جهان هستند.

با اين طرز تفكر باطل و اين گمراهي و بي‌خبري عمومي چگونه ممكن است يك دستور سودمند هزار سال پيش را امروز رواج داد و در حقيقت مرده‌ای را زنده كرد.

ولي  ما با منطق عقل و علم و به استناد يك سلسله پژوهش‌هاي علمي دانشمندان قرن اخير اروپا ثابت خواهيم كرد كه در حال حاضر براي اعاده سلامتي افراد مردم و حفظ تندرستي آنان هيچ عاملي به اندازه كاسني (مخصوصا توام با شاهتره) مؤثر نيست. در تاريخ تمدن بشر از اعصار بسيار كهن گرفته تا امروز، هيچ داروي موثری وجود نداشته است كه مانند كاسني شهرت جهاني پيدا كند و مصرف آن همگاني و عمومي شود.

براي اثبات اين مطلب بايد نخست در وضعيت بدن‌ها و كيفيت مزاج‌ها و نوع بيماري‌هاي كه امروزه همه جا به وفورديده می‌شود مطالعه و بررسي نماييم؛ سپس معلوم كنيم  كه چگونه می‌توان به وسيله كاسني به درمان اين بيماري‌ها پرداخت و بالاخره ثابت نماييم كه با يك رژيم كاسني توام با بعضي دستورات ديگر به مدت بيست روز می‌توان چندين ماه بلكه يك سال از ابتلا به بيماري‌ها در امان بود.

چون مطالب موضوعات مطرح شده از طرفي علمي و از طرف ديگر عمومي و همگاني است ناچاريم براي درك مطالب مربوطه به فراخور فهم عموم بنويسيم.

پس گوييم يكي از علل اصلي پيدايش بيماري‌ها كه اكثريت نزديك به همه امراض از آن سرچشمه می‌گيرد پرخوري است ولي پرخوري به اين معني نيست كه كسي تا نفس دارد بخورد و ديگر قادر نباشد يك لقمه تناول نمايد، بلكه همين مقدار كه معمولا همه مردم غذا می‌خورند و سير می‌شوند نيز پرخوري است. دستور صحيح و بهداشتي كامل براي تامين سلامت شخص اين است كه فقط هنگامي كه كاملاً گرسنه است غذا صرف كند و هنگامي كه نيمه سير است و هنوز گرسنه می‌باشد دست از تناول غذا بردارد، ولي كيست در دنياي امروز كه چنين فداكاري عظيمي كرده و به خاطر سلامت جسم و روح خود از شكم‌پرستي و لذت بردن از  غذاهاي لذيذ كه يك هوس زودگذر است و آني است دست بردارد.

يكي از پزشكان مشهور اروپا در يكي از مقالات خود ضمن اينكه بزرگ‌ترين راز سلامت انسان را در نيمه سير از طعام برخاستن می‌داند می‌نويسد: "به جرات می‌توان گفت كه در جهان امروز كسي يافت نمی‌شود كه هنگام صرف غذا هنوز قدري از اشتهايش باقي مانده دست از طعام بكشد."

اولين اثر پرخوري اين است كه معده براي هضم مقدار غذايي كه زائد بر احتياج بدن است پرخون‌تر می‌شود. در علم فيزيولوژي ثابت شده است كه خون در همه اعضا بدن انسان به ميزان متعادلي جريان دارد، ولي در عضوي كه مشغول كار و فعاليت است قدري بيشتر جريان پيدا می‌كند، مثلا موقع راه رفتن در عضلات پا- موقع مطالعه در مغز-  موقع هضم غذا  در معده  براي هضم معدي و سپس در كبد براي هضم كبدي بيشتر جريان دارد، ولي اين پرخوني چون طبيعي و فيزيولوژيك است آثار زيان بخشي ندارد و پس از عمل هضم، مجددا مقدار خون در رگ‌هاي معده و كبد به حال عادي برمی‌گردد اما در پرخوري، پرخوني معده و مخصوصاً پرخوني كبد مضر است و اگر مدتي ادامه يابد آثار زيان‌بخشي بر آن مترتب خواهد شد كه اكنون، به شرح آن می‌پردازيم: اولا معده كساني كه پرخور هستند ابتدا تا مدت‌ها بيشتر كار كرده و غذاها را هضم می‌كند، ولي اين امر موقتي است و موقعي می‌رسد كه ديگر معده از عهده هضم مقدار عادي غذا هم بر نمی‌آيد و آن گاه است كه سوءهاضمه شروع می‌شود، در اين هنگام غذا براي هضم شدن ناچار است به مدت طولاني‌تر در معده و روده‌ها باقي بماند و از اين اقامت بيشتر، مواد غذايي تخمير پيدا كرده و گازهاي مختلف و هم‌چنين تعدادي مواد سمّي توليد می‌كند. در حال عادي تعداد بي‌نهايت زيادي ميكروب‌هاي  مختلف در معده و روده‌ها موجود است كه وجود بعضي از آن‌ها براي كمك به هضم  غذا مفيد می‌باشد، ولي در موقعي كه غذاها به مدت طولاني‌تر در معده و روده‌ها باقي بماند توسط همين ميكروب‌ها تخمير پيدا كرده و تجزيه شده  و علاوه بر گازهاي حاصله كه باعث نفخ و ناراحتي معده و روده‌ها می‌شود تعداد زيادي مواد سمّي از قبيل اسيد بوتيريك، اسيد آستيك، اسيد والريانيك، اسيد لاكتيك، اسيد اگزاليك، اندول، اسكاتول، فنل و غيره و غيره نيز پيدا شده و به علاوه از خود ميكروب‌ها مخصوصا از كولي باسيل كه در حال عادي بي‌ضرر است سمومي ترشح می‌گردد، همه اين سموم مرتبا از راه معده و روده‌ها جذب خون شده و به كبد می‌روند؛ يكي از وظايف كبد خنثي كردن اين سموم است ولي در افراد پرخور كه كبد پرخون و حجيم است و سلول‌هاي كبد تحت فشار كاراضافي قرار دارند كم كم كبد خسته شده و از عهده خنثي كردن سموم بر نمی‌آيد ناچار مقداري از آن‌ها مستقيماً داخل جريان خون گرديده و به همه جاي بدن از جمله به مغز و مراكز اعصاب می‌روند و آغشته شدن مراكز عصبي به اين سموم باعث مي‌شود كه حالت چرت توأم با يك نوع خستگي و كوفتگي مخصوص  و تا اندازه‌ای بي‌حالي به شخص دست دهد.

سلول‌هاي كبد در اثر كار اضافي كم كم تنبل شده و از عهده وظايف اصلي خود بر نمی‌آيند.

بافت همبند كبد كه اطراف عروق خوني و رگ‌هاي صفراوي كبد را فرا گرفته است تحت تأثير اين سموم مختلف تحريك‌شده و نسج تصلبي ايجاد می‌كند و جدار داخلي اين رگ‌هاي خوني و صفراوي نيز به علت تحريك از همين سموم ورم پيدا كرده و در بعضي جاهاي آن لخته‌هاي خون به وجود آمده و عروق و مجاري داخل كبدي را مسدود می‌نمايد، علاوه بر اين مجراهاي داخلي اين عروق خوني و صفراوي نيز تنگ شده و بسياري از آن‌ها مسدود می‌شود، علائمي كه به مرور زمان در نتيجه اين اختلالات بروز می‌كند عبارتند از:

احساس سنگيني و ناراحتي و درد مبهم در زير دنده‌هاي راست، زردي و تيرگي رنگ رخسار، بي اشتهايي، احساس خستگي  و تلخي در دهان، سوءهضم، نفخ معده و روده‌ها، حال تهوع، يبوست مزمن توام با اسهال متناوب، خارش‌هاي جلدي، رعاف  ضعف اعصاب و مغز، زود خسته شدن از كارهاي فكري و بدني، كم‌حافظگي، عصبانيت و بدخلقي، بي‌خوابي، بواسير، وجود قند در ادرار (پس از خوردن غذا)، خونريزي لثه‌ها، ورم‌هاي موضعي (قوزك پا يا پف كردن صورت صبح موقع برخاستن از خواب)، پيدايش جوش‌ها و دمل‌ها در بدن، دردهاي عصبي و عضلاني  و مفصلي و غيره و غيره؛ ولي بايد دانست كه همه اين علايم در يك فرد پيدا نمی‌ شود، بلكه در اشخاص مختلف بر حسب اختلاف مزاج‌ها و اختلاف در ميزان اختلالات كبدي، چندين علامت از اين‌ها بروز می‌‌كند.

آنچه مسلّم است و همه قبول دارند اين است كه هزاران نفر در اجتماع ما دائماً شكايت از عوارض مختلفي از اين قبيل داشته و كم و بيش مبتلا به اين ناراحتي‌ها و اختلالات بدني هستند و دائماً براي درمان دردهاي خود به پزشكان مراجعه می‌‌كنند، ولي متأسفانه از اين معالجات نه تنها فايده‌ای عايد آن‌ها نمی‌‌شود بلكه، به مرور زمان در اثر كهنه شدن مرض و ايجاد اختلالات عميق‌تر در كبد و كليه و طحال و قلب و ساير اعضا و احشا دروني بدن، بيماري‌ها و عوارض خطرناكي مانند تصلب كبد، استسقاء1، ديابت (مرض قند)، رسوب سنگ در كليه و مثانه و كبد و كيسه صفرا  و مفاصل، ازدياد فشار خون، سكته‌هاي قلبي و مغزي و غيره و غيره پيدا می‌‌شود كه ديگر علاج ناپذير است.

در طب قديم از زمان باستان چنين دستور می‌‌داده‌اند كه براي حفظ تندرستي و تأمين سلامت فرد دو كار بايد كرد:

1-     پيشگيري و تقدم به حفظ،  يعني اقدام به اموري كه هدفش سالم ماندن و بيمار نشدن شخص است .

2-      درمان اختلالات بدني هنگامي كه اين اختلالات خفيف و جزئي است و می‌‌توان با درمان آن‌ها از خطرناك شدنشان جلوگيري كرد.

اين دستورات كه ابتدا از طرف پزشكان دانشمند و حاذق صادرشده بود جزء عادات و آداب اجتماعي در آمده و تقريباً همه مردم به آن عمل می‌‌كردند و از اين راه سلامت تن و روان خود را حفظ می‌‌نمودند.

در اديان الهي نيز كه نخستين هدف تأمين سلامت جسم و روح افراد جامعه بود فرامين مذهبي با اين دستورات مطابقت كامل داشت ؛ چنان‌كه در اين مقاله به تفصيل شرح داده شده و مورد تأييد كامل پزشكان و متخصصان بهداشت در دنياي امروز نيز هست؛ در رأس همه اين دستورات احتراز از پرخوري قرار گرفته كه اگر اين دستور بزرگ رعايت شود يك جامعه سالم خواهيم داشت. براي اثبات اين مطلب يك مدرك مثبت و زنده در دست داريم و آن تاريخ صدر اسلام است كه مسلمانان  آن زمان به شعائر مذهبي فوق‌العاده پاي بند بودند و در اثر اجراي اين دستور بزرگ و احتراز از انباشتن معده و زياد نخوردن غذا، يك اجتماع سالم وجود داشت.

سعدي شاعر شيرين سخن ايران در باب سوم گلستان حكايتي ذكر می‌‌كند كه مويد اين مطلب است وما عينا در اينجا نقل می‌‌كنيم.

"يكي از ملوك عجم طبيبي حاذق به خدمت محمد مصطفي صلي اله  عليه و آله و سلم فرستاد. سالي در ديار عرب بود و كسي تجربتي پيش او نياورد و معالجتي  از وي در نخواست پيش پيغمبر آمده و گله كرد كه مرا براي معالجت اصحاب فرستاده‌اند و در اين مدت كسي التفاتي نكرد تا خدمتي كه بربنده معين است به جا آورم. رسول عليه‌السلام فرمود اين طايفه را طريقي است كه تا اشتها غالب نشود نخورند و هنوز اشتها باقي باشد كه دست از طعام بدارند. حكيم گفت اين است موجب تندرستي. زمين ببوسيد و برفت".

براي اجراي دستور دوم يعني درمان اختلالات و عوارضي كه همواره در اجتماعات بشري پيدا می‌‌شود ولي خفيف است، (و در حقيقت نمی‌‌توان اين انبوه مردم را كه هر كس شكايتي از يك اختلال عضوي و ناراحتي بدني دارد بيمار گفت بلكه بايد چنان‌كه در اروپا می‌‌گويند آن‌ها را "نيمه بيمار" ناميد) بهترين كاري كه عموم مردم به آن عمل می‌‌كردند شامل دوامر بود: يكي اينكه در اوايل فصل بهار اقلاً مدت بيست روز آب كاسني و شاهتره می‌‌خوردند دوم هر كس به فراخور حال و مزاج خود مقداري خون از بدن خارج می‌‌كرد.

خواص عمده كاسني به قرار زير است:

1-     كاسني به علت تلخي و هم‌چنين مواد عامله‌ای كه دارد مقوي  معده است و هضم غذا را آسان می‌‌كند.

2-   كاسني مدرصفرا و دافع صفرا است( از يك طرف سلول‌هاي كبدي را به كار انداخته باعث ترشح صفرا از آن‌ها می‌‌شود و از طرف ديگرصفراي غليظ را كه به جدار عروق صفراوي كبد چسبيده است به خارج دفع می‌‌نمايد)،  ريختن صفرا به روده، اولا عفونت‌هاي حاصله از ميكروب‌ها را از بين می‌‌برد، زيرا صفرا ضد عفوني قوي است و از اين راه نفخ معده و روده را متوقف می‌‌كند، ثانياً يبوست مزمن را درمان می‌‌كند، زيرا صفرا حركات دودي روده را تقويت می‌‌نمايد  و همچنين تلخي و خشكي دهان و بي‌خوابي و بسياري از عوارض را از بين می‌‌برد، زيرا همه اين عوارض به علت ورود صفرا در خون و رسيدن آن به همه بدن مخصوصاً مغز و مراكز عصبي پيدا می‌‌شود و كاسني از انجام اين امر جلوگيري كرده و صفرا را به روده دفع می‌‌نمايد.

3-   كاسني به علت وجود انسولين طبيعي اثر فوق العاده رضايت‌بخش در كساني كه قند و كلسترول خونشان زياد است دارد. ميزان قند خون را پايين می‌‌آورد و كلسترول را به حد اعتدال بر می‌‌گرداند و غلظت خون را كه به علت وجود كلسترول اضافي و مواد نيم سوخته مضر از قبيل اسيد دياستيك، اسيد بتا اكسي بوتيريك، اسيد اگزاليك، آستون و غيره پيدا شده بود كم‌تر می‌‌كند و از اين راه در  رفع بسياري از عوارض مانند خارش‌هاي جلدي،  جوش‌ها و دمل‌ها در بدن، دردهاي عصبي، عصبانيت مزاج و بدخلقي و غيره كمك بسيار موثري می‌‌نمايد.

4-   از همه اين‌ها مهم‌تر اينكه كاسني عروق خوني و صفراوي داخل كبدي را كه چنان‌كه گفتيم در اثر ادامه پرخوني كبد مسدود يا نيمه مسدود شده بود باز می‌‌كند و از اين راه بسياري از عوارض و اختلالات را برطرف كرده و سلول‌هاي كبد را از محاصره حلقه‌هاي فشرده نسج تصلبي اطراف عروق مزبور نجات داده و به آن‌ها اجازه می‌‌دهد كه اعمال طبيعي خود را انجام دهند و به اين جهت می‌‌گويند كاسني مقوي كبد است، زيرا در بهبود كار سلول‌هاي كبد موثر می‌‌باشد. همچنين به علت باز شدن عروق خوني داخل كبدي، فشار خون در وريد باب كه زياد شده بود كم‌تر گرديده و بالنتيجه دفع بول بيشتر می‌‌شود. يكي از علل باقي ماندن فضولات در خون و تراكم آن در بدن كمي كار كليه و كمي دفع بول است و كاسني چون عروق خوني داخل كبدي را باز می‌‌كند، در ازدياد ترشح بول و دفع فضولات از بدن موثر می‌‌باشد.

همه اين خواص و آثار كه گفتيم مورد تصديق و تأييد پزشكان اروپا و مخصوصاً متخصصين درمان بيماري‌ها به وسيله گياهان طبي است و ضمناً بايد بدانيم كه همه اين خواص كاسني را نيز اروپاييان از پزشكان قديم ايران فرار گرفته و اگر در روي حيوانات آن را آزمايش می‌‌كنند يا در مورد درمان بيماري‌هاي انسان به كار می‌‌بندند در حقيقت صحت عقايد قدما را تأييد كرده و می‌‌كنند.

كاسني در طب قديم

ابن‌سینا كاسني را به نام هندبا در قانون ضبط كرده و به قدري به آن اهميت می‌‌داده كه رساله مخصوصي درباره آن تاليف كرده است و حكيم مير محمدي مؤمن در كتاب (تحفه المومنين) می‌‌نويسد: "هندبا به فارسي كاسني گويند و آن بستاني و بري می‌‌باشد."

توضيح آنكه بستاني آن است كه در باغ‌ها كشت می‌‌كنند و بري  آن است كه در بيابان‌ها به طور خود رو می‌‌رويد. امروز هم اروپاييان كاسني را در باغ‌ها كشت كرده و از  نوع بري آن نيز كه كاسني  وحشي می‌‌گويند استفاده می‌‌كنند.

در كتاب (تحفه) خواص خيلي زيادتر از آنچه كه اروپاييان امروزه در كتاب‌هاي خود راجع به خواص كاسني می‌‌نويسند شرح داده شده است، ولي ما همان خواص مهمي را كه مبدأ تحقيقات دانشمندان اروپا قرار گرفته و از كتب قديمه گرفته‌اند از كتاب تحفه ذيلا نقل می‌‌كنيم و در داخل پرانتز توضيحاتي از خود به آن اضافه می‌‌نماييم.

"كاسني مفتح سدد  يعني باز كردن انسدادهاي مجاري داخل احشاء شكم مخصوصاً كبد و كليه و طحال) و مقوي جگر و رافع سده آن (جگر چون اهميت بيشتري داشته است آن را مخصوصا قيد كرده) و منقي مجاري بول و گرده (منقي يعني پاك كننده) و آب برگ او با آب رازيانه بهترين ادويه يرقان سددي است (يرقاني است كه از انسداد مجاري صفراوي پيدا می‌‌شود)؛ مقوي معده، محرك اشتها و مدر بول و جهت تصفيه خون و درد مفاصل و استسقاء نافع است؛ و بسياري خواص ديگر كه در برگ و ريشه و تخم كاسني ذكر كرده و ما از نقل آن‌ها صرف نظر می‌‌كنيم.‍

آنچه در خاتمه اين بحث تذكرش لازم است اين است كه قدما كاسني را يكي از بهترين و موثرترين داروها براي تصفيه خون می‌‌دانستند كه خون غليظ و كثيف را صاف و طبيعي می‌‌كند و چنان‌كه قبلاً گفتيم در اثر اختلالات كبدي خون داراي فضولاتي شده و بالنتيجه غليظ‌تر و لزج‌تر از خون طبيعي می‌‌شود و همين غلظت  را قدما كثافت می‌‌گفتند. در قرون وسطي يكي از پزشكان اروپا شربتي از كاسني درست كرده و آن را  "شربت طول عمر" ناميد، امروز هم در كدكس فرانسه كه يك كتاب رسمي داروسازي و مورد استناد همه داروسازان فرانسوي زبان و ديگران است فرمول ذيل براي تصفيه خون دستور داده شده است:

شيره گياهها

برگ تازه كاسني، برگ تازه ترتيزك، برگ تازه شاهتره وبرگ تازه كاهو

از هر كدام به مقدار مساوي 60 تا 120 گرم هر روز صبح ناشتا تناول نمايند.

و دايرةالمعارف پزشكي می‌‌نويسد:

«خواص تصفيه‌كننده كاسني يك عقيده عمومي است و مخصوصاً براي كساني كه در فصل بهار پوست بدنشان جوش می‌‌زند تجويز می‌‌شود."

كنت در كتاب "گياهاني كه درمان می‌‌كنند" می‌‌نويسد:

"از كاسني و جو، جوشانده‌ای به نام جوشانده سلامت درست می‌‌كنند كه فرمول آن اين است: جو 3 مشت، ريشه كاسني خورد كرده يك مشت، آب 2 ليتر، به مدت يك ساعت جوشانده سپس 2 قاشق عسل به آن افزوده مجددا يك ربع ساعت آن را می‌‌جوشانند و صاف كرده می‌‌گذارند سرد شود صبح ناشتا دو فنجان از آن تناول كرده و تا 3 يا 4ساعت چيزي نمی‌‌خورند و 2 فنجان هم 3 ساعت بعد از نهار می‌‌خورند. لئونس كارليه می‌‌نويسد: «طبق مطالعات جديدي كه بر روي آثار شفا  بخش كاسني به عمل آمده است معلوم شده كه كاسني براي تمام اعضا داخلي از قلب و جگر و معده مفيد است و آن‌ها را به فعاليت سالم وا می‌‌دارد كاسني مساوي است با خون پاك، مساوي است با رنگ رخسار شاداب و خانم‌هايي كه به زيبايي خود علاقه دارند نبايد آن را فراموش كنند. آثار كاسني در ابتداي مصرف آن ضعيف  و غيرمحسوس است به همين جهت است كه بايد به مصرف آن مداومت داد تا با مرور ايام آثار شفابخش آن ظاهر گردد.»

از قرن هيجدهم ميلادي به اين طرف اروپاييان ريشه كاسني را خشك كرده و بو داده و آسيا نموده و به جاي قهوه يا مخلوط با قهوه مصرف می‌‌نمايند. برگ كاسني را نيز به شكل سالاد می‌‌خورند، و به طوري كه در دايرةالمعارف می‌‌نويسد:" سالي ميليون‌ها كيلوگرم (چندين هزار تن) كاسني بو داده در فرانسه مصرف می‌‌شود."

مقدار خوراك كاسني

هر روز 10 گرم ريشه كاسني خشك را در 2 ليوان آب جوشانده صاف كرده  صبح ناشتا ميل نمايند و براي تصفيه خون خوانندگان از فرمول‌هايي كه در اين مقاله ذكر شده استفاده نمايند.

 

 

 


1 – خون دماغ

1 –  عصير معدي: (اصطلاح  پزشکي ) مايعي  است  بيرنگ  و لزج  و داراي  واکنش  اسيدي  که شامل  نودونه  درصد آب  و يک  درصد مواد معدني  و دياستازها است . شيره  معده  از پرده مخاطي  سطح  داخلي  معده که داراي غدد مترشحه اي  در عمق  پرزهاي  معده  است  ترشح ميشود. مهمترين  ماده  معدني  عصير معدي  اسيد کلريدريک  و املاح  قليايي  آن  است . و بعلاوه عصير معدي  داراي  سه  دياستاز پپسين  و پرزور و ليپاز ميباشد. مقدار اسيد کلريدريک  عصيرمعدي  در حدود دو درصد و مقدار دياستازهايش  در حدود چهار درصد است . شيره  معدي .رطوبت  معده . (فرهنگ  فارسي  معين ).

1 – از دهخدا معني آن نوشته شود.

 

اطلاعیه

دوره های آموزشی ماساژ:

18 و 19 مهرماه

تئوری - عملی

خانم دکتر گلجاریان

آقای دکتر مجاهدی

تلفن ثبت نام:

09197163570

اطلاعات بیشتر، کلیک نمایید!

جستجو...

ورود به سایت